وبلاگ تخصصی امور دام و دامپروری
بیایید تا با هم قدمی در بهبود و پیشرفت صنعت دامپروری کشورمان برداریم .... با آرزوی موفقیت
Home Email Archive Designer

 


وقتي شما در مورد تغذيه و مواد غذايي با همسايه تان، فروشنده مواد غذايي، دامپزشك يا متخصص پرورش دام صحبت مي كنيد مهم است كه هر دو به يك زبان صحبت نماييد و مفاهيم شخص ديگر را درك كنيد.

 
شما فهرستي از مفاهيم اصطلاحات رايج مواد غذايي را وقتي كه در مورد تغذيه در حال صحبت، يا در حال خواندن گزارشات آزمايشگاه ، مقالات يا بر چسب هاي غذايي هستيد، خواهيد يافت.

 

Acid Detergent fiber (ADF):

 (الياف نامحلول در محلول پاك كننده اسيدي)


بخش فيبري، با قابليت هضم پايين علوفه مي باشد. ADF شامل لگنين و سلولز است.


علوفه هاي با ADF زياد نسبت به علوفه هايي كه سطح پايين تر ADF دارند از انرژي قابل پايين تري برخوردار مي باشند. با افزايش سطح ADF سطح انرژي قابل هضم كاهش مي يابد.


Acid Detergent Insoluble Nitrogen (ADIN) :

 (ازت نامحلول در محلول پاك كننده اسيدي)


معيار مورد استفاده براي تخمين اثر حرارت دهي اضافي بر علوفه هاست . بخش ADIN درعلوفه هاي آسيب ديده در اثر حرارت ناشي از فرآيندهاي پلت كردن، سيلو كردن يا بسته بندي كردن علوفه هاي با ميزان رطوبت بالا، افزايش مي يابد. ADIN به بخشي از ازت كه به بخش فيبري راه يافته است اطلاق مي شود. و مي تواند به صورت درصدي از كل ماده خشك يا درصدي از ازت كل بيان شود.


Acid Detergent Insoluble Protein (ADIP):

(پروتئين نامحلول در شوينده اسيدي)


بخش پروتئين نامحلولي است كه به صورت درصدي از پروتئين كل بيان مي شود. اصولاً آسيب حرارتي قابليت دسترسي پروتئين خام را براي حيوان كاهش مي دهد. تخمين زده شد ه است كه 70 درصد از پروتئين همراه با فيبر براي حيوان غير قابل استفاده مي ماند.


By – Pass Protein : (پروتئين عبوري)


به طور كلي به بخشي از پروتئين غذا كه در شكمبه تجزيه نشد ه اما در شيردان (همچنين به عنوان پروتئين غير قابل تجزيه شكمبه اي و پروتئن عبوري نسبت داده شده است ) هضم شده اطلاق مي شود.



Carbohydrates: (كربو هيدرات)


تركيبات شيميايي شامل كربن، هيدروژن و اكسيژن هستند. اينها شامل قند، نشاسته، سلولز و ديگر مواد مرتبط مي باشند. كربوهيدرات منبع اصلي انرژي در غذاي دام محسوب مي شود.


Cellulose: (سلولز)


از عمده ترين مواد ساختماني در ديواره سلول هاي گياهي كه مي تواندن توسط ميكروارگانيسم ها در شكمبه استفاده شود، سلولز مي باشد.


Chclated Mineral: (مواد معدني كليت شده)


محصولات تهيه شده به صورت تجارتي كه شامل يك عنصر معدني ضروري در كمپلكس شيميايي با يك پروتئين، پپتيد يا يك اسيد آمينه است. تركيب سست شيميايي به شكلي است كه براي جذب روده قبل از اينكه جذب شوند مي گذرند. مواد معدني كليت شد به شكل آماده جذب اتلاف مي شوند و ادعا نمي شود كه براي جذب از لوله گوارش نياز به مهيا شدن داشته باشند.


Concentrates: (كنسانتره ها)


غذاهاي با انرژي بالا و فيبر پايين، براي مثال جو، يولاف، گندم، كنجاله كانولا، كنجاله سويا و ملاس.


Crude fiber: (فيبر خام)


يك روش شيميايي مورد استفاده براي توصيف بخش غير قابل هضم مواد گياهي مي باشد. هرچند بعضي از اين مواد مي توانند تا حدودي توسط ميكروارگانيسم ها در شكمبه هضم شوند. خوراكهاي با ميزان فيبر خيلي بالا و انرژي خيلي پايين و از ارزش زيادي ندارند. تجزيه كردن آن در خوراك نشخواركنندگان در حال كاهش است. اما براي تك معده اي ها هنوز به طور معمول استفاده مي شود.


Crude Protein: (پروتئين خام)


مقدار كل پروتئين موجود توسط كل ازت موجود در آن ماده محاسبه مي شود. در گزارشات آزمايشگاهي جدول هاي غذايي و بر چسب هاي غذايي از پروتئين خام استفاده مي شود. به طور متوسط پروتئين ها شامل 16 درصد ازت از طريق ضرب درضريب 25/6 به درصد پروتئين تبديل مي شود.



Digestible Energy (DE): (انرژي قابل هضم)


انرژي خام منهاي اتلاف انرژي از طريق مدفوع را انرژي قابل هضم مي گويند.


Digestible Protein (DP): (پروتئين قابل هضم)


مقداري از پروتئين خام كه توسط حيوان جذب شده است. ( پروتئين خام منهاي اتلاف پروتئين در فضولات ) را پروتئين قابل هضم گويند.


Digestion: (هضم)


به كل تغييرات اعمال شده بر غذا در لوله گوارش تا شكسته شدن محصول و جذب از طريق لوله گوارش جهت استفاده حيوان اطلاق مي شود.

 

Dry Matter: (ماده خشك)


وزن كل غذا منهاي وزن آب موجود در غذا


Equivalent crude protein from non- protein sources (ECP from NPS)


مقدار پروتئين خام از منابع غير پروتئيني (ECP از NPS )


مقادير تئوري پروتئين خام از تركيبات NPN : براي مثال اوره داراي 45 درصد ازت شامل 281 درصد پروتئين خام است. ( 281%= 25/6 × 45% )


Escape Protein: (پروتئين گذري)


به قسمت پروتئين عبوري مراجعه كنيد.


Feed Efficiency: (بازده خوراك)


پوند ( كيلوگرم ) غذاي مورد نياز براي توليد يك واحد محصول، نظير يك پوند ( كيلو گرم ) افزايش وزن بدن، يا يك پوند ( كيلوگرم ) شير يا دو جين تخم مرغ را بازده خوراك نامند.


Gross Emerge (GE): (انرژي ناخالص يا انرژي كل)


كل انرژي موجود در غذا توسط ميزان گرماي توليد شده وقتي كه يك غذا به طور كامل در بمب كالري متر اكسيد مي شود، تعيين مي گردد. اين معيار زماني كه انرژي ناخالص در غذاهاي رايج تا حدودي يكسان باشد مفيد نبوده، براي مثال GE دركاه يولاف مساوي است با GE در دانه يولاف.



Heat Damage: (آسيب حرارتي)


در نتيجه حرارت دادن غذا، اتصال ازت به بخش فيبري غذا تا حدودي يا به طور كامل باعث غيرقابل دسترسي شدن آن مي شود. همچنين انرژي قابل هضم ممكن است كاهش يابد و تأثير كلي آن باعث كاهش كيفيت و ارزش غذايي مي شود. به قسمت ازت نامحلول در شوينده اسيدي مراجعه كنيد.


Hemi – Cellulose: (همي سلولز)


بخش پلي ساكاريدي موجود در ديواره سلولي گياه مي باشد. اين تركيب مشابه سلولز بوده اما به طور جزيي در شكمبه قابل هضم است.


Invitro : (آزمايشگاهي)


به آزمايشهايي كه در لوله هاي آزمايش يا خارج از بدن موجود زنده انجام مي شود، گويند. مطالعه هضم مواد از طريق Invitro در آزمايشگاه انجام مي شود نه بر روي حيوان


Lignin: (لگنين)


يك ماده غير قابل هضم پيچيده كه در بخش هاي چوبي گياهان نظير چوبه بلال ، پوسته ها و بخش فيبري ساقه و برگ گياهان وجود دارد.

Mega caloric: (مگا كالري)


واحدي براي توصيف مقادير انرژي است . 1 مگا كالري ( M C A L ) = 1000 كيلوكالري ( K C A L ).


Metabolizable Energy (ME): (انرژي متابوليسمي)


انرژي كل منهاي ( اتلاق انرژي در فضولات، ادرار و گازهاي قابل احتراق « متا ن » )


Mg / kg: (ميلي گرم / كيلو گرم)


واحد بيان كننده غلظت است . اين همان قسمت ميليون ( P P M ) مي باشد. چون يك كيلو ، يك ميليون ميلي گرم است.


Moisture – free Basis: (بر پايه صد در صد خشك يا بدون رطوبت)


غلظت يك ماده مغزي در غذايي كه به طور كامل خشك است. بيان ميزان مواد مغزي در اين روش به ما اجازه مي دهد تا غذايي كه مقدار رطوبت متفاوت دارند را با هم مقايسه كنيم. براي تبديل مقادير صد در صد خشك به مقادري as- fed (همان طوري كه مصرف مي شود) از فرمول زير استفاده مي كنيم.


100/ مرطوب 100% * (خشك) مقدار آناليز شده= (A s- Fed)

 مقدار آناليز شده


National Research council (NRC  (Tables: (جداول انجمن ملي تحقيقات يا (NRC)

 
مجموعه جداول منتشر شده توسط انجمن ملي پژوهش هاي آكادمي ملي علوم (ايالات متحده) است كه مقاديري ازهر ماده مغذي مورد نياز يك حيوان را براي نگهداري،رشد و توليد به ما ارائه مي دهد.


Net Energy: (انرژي خالص)


انرژي كل منهاي (اتلاف انرژي درمدفوع، ادرار، گازهاي قابل احتراق و اتلاف حرارتي )


اين مقدار انرژي است كه حيوان براي نگهداري بدن، توليد گوشت، چربي يا پشم و انجام كار در اختيار دارد.


Neutral Detergent Fiber (NDF): (الياف نامحلول در محلول پاك كننده خنثي)


معمولاً ديواره سلولي نام دارد. NDF به سنجش سلولز، همي سلولز، گلنين، سيليس، تانن ها و كوتين ها اطلاق مي شود. يك ارزيابي دقيق از اجزاي فيبري غذا به ما مي دهد.


Nitrate poisoning: (مسموميت ازتي)


اثرات نا مطلوب متحمل شده بر گاو ناشي از مصرف مواد غذايي با نيترات يا نيتريت بالا است. ميكروبها در شبكه نيترات را به نيتريت تبديل مي كند. مسموميت وقتي رخ مي دهد كه نيترات به جريان خون جذب شده و هموگلوبين انتقال دهنده اكسيژن را به مِت هموگلوبين تغيير مي دهد كه در اين حالت نمي توان اكسيژن را از شش ها به بافت انتقال دهد و حيوان از كمبود اكسيژن رنج مي برد.


Non- Proteion Nitrogen (NPN): (ازت غير پروتئيني)


نيتروژني است كه از ديگر منابع پروتئيني تامين مي گردد و مي تواند توسط نشخوار كننده به پروتئين حيواني تبديل شود. منابع NPN تركيباتي مثل اوره ، بيورت و آمونياك هستند.



Nutrient: (مواد مغذي)


يك عنصر، تركيب يا گروهي از تركيبات مي توانند به عنوان يك ماده خوردني توسط حيوان استفاده شوند.


Organic Matter: (ماده آلي)


وزن كل غذا منهاي وزن ماده معدني (خاكستر) در غذا را ماده آلي نامند.


Palatability: (خوش خوراكي)


طعم مناسب و درجه قابليت پذيرفتن يك غذا براي دام.


PH:
درجه اسيدي يا قليايي يك محلول را PH مي گويند. نظير تخمير در سيلو، PH از حد خنــــــثي ( 7=PH ) كاهش مي يابد. سطح PH اسيديته و بيشتر از 7 قليايي مي باشد. تخمير بيشتر كه درسيلو رخ مي دهد، PH پايين تر مي رود.


PH پايين تر باعث اسيد بيشتر مي شود. حفاظت مناسب از سيلو به طور عمده به ميزان رطوبت و PH وابسته است. در سيلوي با رطوبت بالا( 60 تا 75 درصد) PHبايد زير 5/4 باشد. در سيلوي با رطوبت پايين تر از

 ( 50 درصد) PH ممكن است بالاتر باشد.


PPM:
اختصار براي قسمت در ميليون است. 1 ميلي گرم در كيلوگرم = PPM 1 =1پوند در ميليون پوند.


Probiotics: (پروبيوتيك ها)


در مقابل آنتي بيوتيك ها مي باشند. عملكرد يك پروبيوتيك بهبود در رشد و گسترش طبيعي جمعيت ميكروبي مطلوب در لوله گوارش و اجازه دادن به آنها جهت حفظ برتري بر ارگانيسم هاي نامطلوب مي باشد. يك پروبيوتيك مي تواند يك كشت زنده اي از گونه اي باكتريايي، يك محصول بي جان ( غير زنده ) ناشي از تخمير ميكروبي يا يك عصاره با منشاء گياهي مي باشد.




Proteins: (پروتئين ها)


تركيبات شامل كربن، هيدروژن ، اكسيژن ، ازت و بعضي موارد گوگرد و فسفر مي باشد. پروتئين ها از تركيبات مختلف اسيدهاي آمينه كه براي رشد، شيردهي و توليد مثل ضروري اند ساخته شده اند.


Rumen: (شكمبه)


نخستين و بزرگترين بخش معده حيوانات نشخوار كننده است.


Rumen Degradable Protein (RDP): (پروتئين قابل تجزيه در شكمبه)


بخشي از پروتئين مصرف شده كه در شكمبه هضم مي شود.


Rumen undegradable protein (RUP): (پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه)


بخشي از پروتئين مصرف شده كه در شكمبه هضم نمي شود.


Starch: (نشاسته)


جزء تركيبات هيدراتي موجود در ماده خشك دانه، شامل رشته هاي بلند از مولكولهاي گلوكز است كه به آساني توسط حيوان شكسته مي شود.


Supplement: (مكمل)


محصولي كه شامل سطوح بالايي از يك يا چند ماده مغذي است و براي تكميل يا پيشگيري از كمبود آن ماده مغذي تغذيه مي شود.


Total Digestible Nutrients (TDN): (كل مواد مغذي قابل هضم)


همه مواد مغذي قابل هضم كه شامل پروتئين ، چربي ، كربوهيدرات و فيبر است. اين تقريباً مقدار انرژي غذا را نشان مي دهد. يك كيلوگرم TDN برابر با 4/4 مگاكالري انرژي قابل هضم ( DE ) است.


Tress Minerals: (مواد معدني كم نياز)


عناصر معدني كه به مقدار كم براي استفاده حيوان مورد نياز است . مثل كبالت، يد، روي، منگنز و مس.

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 12:4 توسط .... سهراب محمدی .... |


METABOLIC DISORDERS IN DAIRY COWS

بيماری های متابوليک در گاوهای شيری
Department of Animal Science - McGill University

ترجمه: دكترجاويد مرتضوي تبريزي Mor780@yahoo.com
مهندس رامين سلا مت دوست نوبر Raminsalamatdoust@yahoo.com

زايمان و اولين ماه بعد از زايمان دوره بحراني گاوهاي شيري مي باشد بنابراين مديريت صحيح گاوهاي خشك نقش مهمي در كنترل بيماريهاي متابوليكي در زايمان يا دوره نزديك به زايمان را بر عهده دارد، مسائل عمده بوجود آورنده اين اختلالات متابوليكي كه با يكديگر در ارتباط هستند از مسائل مديريتي تغذيه ناشي مي گردند.

اختلالات عمده متابوليكي در گاوها تازه زا عبارتند از:

1-
تب شير
2-
ادم يا خيز پستاني
3-
كتوزيس
4-
سندرم كبد چرب
5-
جفت ماندگي
6-
جابجايي شيردان
7-
اسيدوزيس
8-
لنگش (Laminitis)

تب شير:
تب شير يا فلج ناشي از زايمان يكي از اختلالات متابوليكي معمول در دوره زايمان مي باشد منظور از بيماري تب شير داشتن تب واقعي نيست. بروز تب شير در گاو با سن دا م مرتبط مي باشد و اكثراً در گاوهاي پر توليد با سن بالا ديده مي شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شير 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زايمان روي مي دهد.

علايم عمومي بروز تب شير:
-
از دست دادن اشتها
-
عدم فعاليت دستگاه گوارش
-
سرد شدن گوشها و خشك شدن پوزه
علايم اختصاصي بروز تب شير:
-
عدم تعادل حين راه رفتن
-
زمين گير شدن گاو كه اين حالت در سه مرحله انجام مي گيرد:
-
ايستادن همراه با لرزش
-
افتادن روي سينه
-
افتادن روي پهلو و بي اعتنا بودن به تحريكات محيطي
تغييرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شير شامل كاهش سطح كلسيم خون است, حد طبيعي كلسيم در خون گاوهاي خشك 8- 10 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر خون مي باشد، كه اين مقدار در حين زايمان به كمتر از 8 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر خون مي رسد. در گاو مبتلا به تب شير سطح كلسيم خون به ترتيب در سه مرحله ذكر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر خون كاهش مي يابد كه اين كاهش سطح كلسيم خون همراه با كاهش فسفر و افزايش سطوح پتاسيم و منيزيم خون مي باشد.
سطوح كلسيم خون در گاوهاي مبتلا به تب شيربه ترتيب شامل موارد ذيل مي باشد:
گاو با شير دهي طبيعي 4/8 – 2/10 mg/dl
زايمان طبيعي                8/6 – 6/8 mg/dl
بروز تب شير خفيف          5/7 –9/4 mg/dl
بروز تب شير متوسط        8/6 –2/4 mg/dl
بروز تب شير شديد          7/5 –5/3 mg/dl
علل بروز تب شير:
تب شير در اثر خروج كلسيم از طريق شير بعد زايمان همراه با ناتواني گاو در متعادل نگه داشتن سطح كلسيم خون روي مي دهد. ناتواني گاو نسبت به تغيير متابوليسم كلسيم احتمالاً در اثر عدم تعادل كلسيم, فسفر و منيزيم و افزايش سطح پتاسيم ايجاد مي شود بطور كلي تب شير با تعادل آنيونها و كاتيونها در ارتباط مي باشد. گاو شيري كلسيم مورد نياز خود را از دو منبع تامين مي نمايد: استخوان و جذب كلسيم از دستگاه گوارش.
در بدن تعادل كلسيم توسط هورمون پاراتيروئيد تنظيم مي گردد و كاهش سطح كلسيم خون باعث آزاد سازي اين هورمون مي شود، اثرات عمده اين هورمون حركت كلسيم از استخوان به طرف خون است. آزادسازي هورمون پاراتيروئيد در گاو مبتلا به كمبود كلسيم موجب تحريك 1و25 دي هيدروكسي (ويتامين D ) مي شود كه باعث افزايش جذب كلسيم در روده كوچك ميگردد. فرم فعال ويتامين D در گاو مبتلا به تب شير افزايش مي يابد ولي تأخير در پاسخ به افزايش اين ويتامين مانع تأثير مناسب آن مي گردد.
درمان:
روش مناسب براي درمان بيماري تب شير تزريق وريدي محلول گلوكونات كلسيم مي باشد. از ديگر روشها مي توان تجويز خوراكي 100 گرم كلريد آمونيوم بمدت 204 روز و يا بلوسهاي حاوي كلسيم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زايمان را نام برد. گاوهايي كه به درمان جواب مثبت نمي دهند مي توان 800-700 گرم Epsom يا سولفات دومنيزي محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمين منيزيم، سموم موجود در روده را نيز دفع نمايد.
پيشگيري:
راه سنتي پيشگيري از بيماري تب شير شامل محدود نمودن مصرف كلسيم در دوره خشكي گاو مي باشد تا اينكه گاوها نسبت به كمبود كلسيم سازگاري يافته و توانايي مناسبي در پاسخ به احتياجات بالاي كلسيم در اوايل شير دهي داشته باشند. بنابراين گاوهايي كه در دوره خشكي با جيره هاي محدود از نظر كلسيم و فسفر تغذيه شده اند استخوانها و روده كوچك آنها نسبت به تحريك هورمون پاراتيروئيد و ويتامين D پاسخ مناسبي ميدهد.
جهت محدود كردن مصرف كلسيم در دوره خشكي از راههاي زير مي توان استفاده نمود.
-
كاهش مصرف كلسيم به 50 گرم در روز (كمتر از 5/0%جيره)
-
كاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (كمتر از 35/0%)
تغذيه با علوفه هايي خشبي داراى كلسيم بالا از قبيل يونجه خشك و سيلاژ در دوره خشكي گاوها بايد محدودتر گردد و بخشي از يونجه جيره غذايي با گراسها يا سيلاژ جايگزين شود تا بدين ترتيب با محدود نمودن مصرف كلسيم در دوره خشكي حدالمقدور از بروز تب شير جلوگيري نمائيم.
استفاده از مكمل نمكهاي آنيوني در جيره گاوهاي خشك روش موثر ديگر در پيشگيري از بروز بيماري تب شير مي باشد. نمكهاي آنيوني با افزايش آزادسازي كلسيم از استخوانهابروز تب شير را كاهش مي دهند همچنين نمكهاي آنيوني در جيره هاي با سطوح كلسيم بالا نيز موثر مي باشند(150 گرم در روز).
بايد توجه نمود، زماني كه سطح كلسيم جيره پايين است از نمكهاي آنيوني نبايد استفاده گردد بنابراين آگاهي از تركيبات جيره غذايي بويژه علوفه ها از نظر مواد معدني اهميت بسيار زيادي دارد. pH ادرار با تغييرات حالت اسيدي پايه تحت تأثير قرار مي گيرد. بنابراين دامداران با كنترل نمودن pH ادرار در تعيين ميزان استفاده مناسب از نمكهاي آنيوني در جيره هاي گاوهاي شيري مي توانند استفاده كنند.

كتوزيس:
اين اختلال متابوليكي در نتيجه عدم تغذيه مناسب بويژه از لحاظ انزژي در اوايل شير دهي روي ميدهد. با كاهش تدريجي سطح گلوكز خون ذخاير بدني مورد استفاده قرار مي گيرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زايمان در اوايل شيردهي گاوهاي پرتوليد مبتلا به كتوزيس تحت كلينيكي يا كتوزيس اوليه مي شوند.
مسائل ديگري نظير جفت ماندگي، جابجائي شيردان از عوامل مستعد كننده كتوزيس هستند.

علائم بروز كتوزيس:
-
كاهش اشتها بويژه در جهت مصرف غلات
-
عدم فعاليت شكمبه
-
كاهش وزن
-
كاهش توليد شير
دو تغيير عمده كه در بيماري كتوزيس روي ميدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزايش سطح كتون باديهاي خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهاي شيري در حدود 50 ميلي گرم در دسي ليتر خون است.
 

blood components of normal and ketotic cow

ketotic

normal

blood

28

52

Glucose

42

3

Kerones

 

 

plasma

32

3

NEFA

8

14

Triglycerides

 

 


تشخيص:
آزمايشاتي جهت كنترل سطوح كتونها در شير و ادرار وجود دارد. شير گاو در حدود نصف سطح كتون باديهاي خون را دارد در حاليكه سطح كتون باديهاي ادرار چهار بار از سطح كتون باديهاي خون بيشتر است.
آزمايش ادرار جهت تشخيص وجود كتون باديها در بسياري از گاوها در اوايل شير دهي مثبت مي باشد كه نيازي هم به درمان ندارد بهر صورت نتيجه منفي آزمايش نمايانگر عدم بروز كتوزيس مي باشد آزمايش شير دقيق تر نتيجه تعيين كتوزيس را مي دهد.
درمان:
در تمام روشهاي درماني كتوزيس هدف افزايش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازي ذخاير بدني مي باشد.
تزريق وريدي گلوكز:
اين روش سريعترين راه براي رساندن گلوكز به بدن گاو مي باشد و ظاهراً استفاده از تزريق گلوكز درمان قطعي مي باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتيكوئيدها(كورتيزون) موجب توليد گلوكز از بافتهاي پروتئين مي گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك ) ترشح گلوكوكورتيكوئيد را تحريك مي نمايد.
استفاده از قندهاي خوراكي:
پروپيونات سديم و پروپيلن گليكول دو قند خوراكي مي باشد كه در كبد گاو براي توليد قند ها بكار مي رود اين مواد را مي توا ن يا از طريق خوراك يا بطور آشاميدني به ميزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز يا هورمون بكار مي روند.
پيشگيري:
-
جلوگيري از افزايش وزن در گاوها ي شيري در اواخر شيردهي يا دوره خشكي، افزايش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهاي تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزايش مي دهد. بنابراين امتياز بدني گاو در زايمان بايد بين 3- 5/3 باشد.
-
تغذيه با 4/2 كيلوگرم غلات به ازاي هر گاو در اواخر آبستني (3 هفته قبل از زايمان ).
-
افزايش مصرف انرژي بعد از زايمان با استفاده از تعليف يونجه مرغوب.
-
استفاده از جيره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كيلو گرم غلات در هر وعده غذايي.
-
كاربرد نياسين، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززايمان بايد آغاز گردد.

سندرم كبد چرب:
در اوايل شيردهي اغلب گاوهاي شيري در تعادل منفي انرژي هستند كه اين حالت منجر به تجزيه چربي ذخاير بدني و افزايش سطوح اسيد هاي چرب غير اشباع NEFA در خون مي گردد وقتي اسيد هاي چرب در خون افزايش مي يابد كبد شروع به افزيش ذخاير اسيد هاي چرب آزاد نموده و اسيد هاي چرب آزاد در كبد به تري گليسيريد ها تبدبل مي گردد. عارضه سندرم كبد چرب معمولاً در گاوهاي شيري چاق چند روز قبل از زايمان روي مي دهد.
علايم:
نشانه هاي اين اختلال متابوليكي مشابه بيماري كتوزيس مي باشد، اين سندرم معمولاً با ساير اختلالات متابوليكي مانند تب شير، كتوزيس و ورم پستان مشابه بوده و در كل با اختلال در اشتها و افسردگي دام نمايان مي شود .
درمان:
گاوهاي مبتلا به سندرم كبد چرب نسبت به درمان جواب نمي دهند معمولاً روشهاي درماني اين بيماري با روشهاي درماني كتوزيس مشابه است مثل تزريق داخل وريدي گلوكز. در بيشتر موارد درمان اقتصادي نبوده و حذف گاو مناسب ترين راه است.
پيشگيري:
مناسب ترين راه پيشگيري از بروز سندرم كبد چرب, مديريت تغذيه اي صحيح و جلوگيري از آزادسازي اسيد هاي چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفي انرژي بخصوص در اوايل شير دهي مي باشد.
وضعيت بدني گاوها در اواخر شير دهي و دوره خشك بايد تحت كنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعيت بدني گاوها در دوره خشكي بايد در محدوده 5/0 ± متغير باشد.

جفت ماندگي:
جفت ماندگي معمولاً مربوط به ناتواني در جدا شدن جفت از جداره رحم مي باشد. در گاوهاي سالم و نرمال جفت طي يك ساعت يا اندكي بيشتر بعد زايمان از رحم خارج مي شود. جفت ماندگي به حالتي اطلاق مي شود كه جفت 12 ساعت بعد از زايمان خارج نشود. مشكل جفت ماندگي بيشتر در تليسه ها در شكم اول و گاوهاي مسن معمول مي باشد. همچنين در زايمانهاي نادر دو قلو نيز جفت ماندگي ملاحظه ميگردد.
علل جفت ماندگي:
1-
چسبيدن جفت به جدار رحم كه با كاهش وزن بدن مرتبط مي باشد. اتصال جفت با رحم در ماههاي آخر آبستني سست تر گرديده و اين عمل در 5 روز قبل از زايمان با ترشح هورمون استروژن انجام مي گيرد. بنابراين گاوي كه پنج روز دير تر يا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نمايد احتمال بروز جفت ماندگي افزايش مي يابد.
2-
عدم انقباض يا سستي رحم يا هر عاملي كه باعث توقف يا ضعف ماهيچه هاي منقبض كننده رحم شود (مانند تب شير) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم مي گردد.
3-
عفونت و بيماري اندامهاي بدن، اين عوامل موجب آلودگي دستگاه توليد مثلي شده و با توليد تب بالا موجب سقط جنين مي گردد از طرفي عارضه جفت ماندگي احتمال عفونت دستگاه توليد مثل را افزايش مي دهد. بيماريهاي مستعد كننده اين شرايط شامل:
-
بروسلوزيس
-
ويروس اسهال گاو
-
لپتوسپيروز
--
عفونت دستگاه تنفسي گاو
كمبود ويتامين A يا بتا كاروتن, سلنيوم, يد و عدم تعادل كلسيم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگي را افزايش مي دهد. گاوهاي چاق مستعد جفت ماندگي بوده و اينحالت در گاوهاي مستعد تغذيه شده با سيلاژ ذرت و غلات تقويت مي گردد.
پيشگيري:
-
به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهويه نامناسب و تراكم.
-
برنامه تغذيه مناسب در دوره خشكي.
-
اجراي برنامه هاي واكسيناسيون بر عليه بيماريهاي عفوني.
-
وضعيت بدني مناسب در طول دوره خشكي.
-
استفاده از مكملهاي ويتامين E و سلنيم در طول دوره خشكي.

جابجائي شيردان:
جابجائي شيردان به حالتي اطلاق مي گردد كه شيردان ( معده حقيقي) از وضعيت طبيعي خود به سمت چپ يا راست منحرف گردد. وضعيت طبيعي شيردان نزديك به كف شكم متمايل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائي هاي شيردان بطرف چپ مي باشد, جابجائي شيردان از محل طبيعي خود بطرف زير شكمبه و به سمت چپ ديواره حفره شكمبه موجب گير كردن شيردان شده و در اثر فشار وارده از سوي محتويات شيردان بيشتر جابجا مي گردد و مملو از گاز شده و نفخ مي كند حدوداً 90 % جابجايي هاي شيردان در طول 6 هفته بعد از زايمان روي مي دهد.
علايم جابجايي شيردان:
-
عدم تغذيه
-
كاهش توليد شير
-
خميدگي پشت
-
كاهش ميزان مدفوع يا اسهال ملايم در روزهاي اول و مدفوع با رنگ تيره و بد بو
علل جابجايي شيردان:
-
جابجايي شيردان مي تواند در اثر فشار وارده توسط جنين به دستگاه گوارش در طول زايمان اتفاق بيفتد.
-
عوامل مستعد كنده شامل تب شير, سندرم كبد چرب و ورم پستان
-
عوامل تضعيف كننده انقباضات ماهيچه ايي و تجمع گاز در روده در اثر جيره هاي با سطوح غلات بالا.
درمان:
-
غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفيف
-
جراحي كه معمولاً مقرون به صرفه نيست
پيشگيري:
-
مورد توجه قرار دادن برنامه هاي غذايي قبل اززايمان و تغذيه با خوراك هاي حجيم در جيره گاوهاي خشك
-
تغيير تدريجي جيره مرحله خشكي به جيره مرحله شيرواري

لنگش ( لامينايتيس):
لنگش به معني التهاب بافت عروقي مي باشد. لنگش يك بيماري غير عفوني است كه در بر گيرنده تغييرات دژنراتيو در لايه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بيشتر در ساير موارد شايع مي باشد.
-
لنگش حاد در هنگام بروز بسيار دردناك است.
-
لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتيجه حالتهاي پيچيده ايجاد مي گردد.
علل لنگش (لامينايتيس):
علل لامينايتيس را مي توان به سه دسته تقسيم نمود.
1-
عدم تعادل غذايي
2-
عدم اتساع كافي شكمبه
3-
سم چيني زياد
استفاده از سطوح بالا مواد كربوهيدراته قابل تخمير در جيره مخلوط با فيبر ناكافي مي تواتد موجب بروز اسيدوز شكمبه شده و در اينحالت با از بين رفتن اغلب باكتريهاي شكمبه، باكتريهاي لاكتو باسيل رشد كرده و pH شكمبه كاهش مي يابد در پاسخ به اين عمل بدن گاو توليد هيستامين مي نمايد كه باعث انقباض و سپس اتساع مويرگهاي لايه مورقه پا مي شود و خيز و تجمع خون همراه با تخريب ديواره عروق خوني ديده مي شود پاها دردناك شده و منجر به آسيب مويرگها شده و از توليد طبيعي كراتين در سم جلوگيري مي گردد.
انواع لنگش(لامينايتيس):
لامينايتيس حاد:
-
افزايش تنفس و ضربان قلب
-
گرم شدن ديواره سم و آماس حاد عروق
-
خونريزي، كه اكثراً در خط سفيد سم يا در مفاصل مچ قابل مشاهده مي باشد. گاهي نيز خونريزي با جدا نمودن خط سفيد مشاهده مي گردد.
لامينايتيس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و ديواره سم تا مدت 1-3 ماه هيچ نشانه ايي از لنگش ديده نمي شود. نواحي نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هايي از خونريزي ديده مي شود.
لنگش مزمن ( لامينايتيس مزمن ):
پاها رشد نمو غير طبيعي داشته و ديواره افقي سم در اثر رشد طويل شده و بدين ترتيب كف سم عريض تر و پاشنه ها داراي گودي مناسب نمي گردد.
درمان:
جيره هاي غذايي گاو شيري بايد براي تمام انواع اين بيماري تصحيح گردد.
1-
لنگش هاي مزمن را مي توان با سم چيني منظم هر 3-4 ماه يكبار بر طرف نمود گاوهايي كه مشكل پاي آنها قابل درمان نيست بايد حذف گردد.
2-
در لنگشهاي تحت كلينيكي جهت آشكار نمودن جراحات، نياز به سم چيني است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگيري مي كنند.
پيشگيري:
استفاده از غلات در جيره را محدودتر نموده و جيره هاي غذايي را جهت ورود به مراحل مختلف توليد بتدريج تغيير داد. جيره غذايي براي تخمير مطلوب شكمبه ايي نبايد حاوي علوفه هاي با طول كافي باشد، گاوها و تليسه ها قبل و بعد از زايمان فعاليت بدني كافي داشته باشند، كف محل نگهداري دامها جهت سايش سمها از سيمان ساخته شود.

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 11:50 توسط .... سهراب محمدی .... |


 

رشد گله هاي گوشتي :

وزن جوجه (مرغ)

وزن جوجه (خروس)

ميانگين وزن

مصرف دان (گرم)

ضريب تبديل

سن (هفته)

144

152

148

124

84/0

1

379

412

396

415

05/1

2

660

734

697

857

23/1

3

1015

1145

1080

1523

41/1

4

1432

1655

1544

2408

56/1

5

1857

2201

2028

3529

74/1

6

2290

2740

2515

4804

91/1

7

2700

3300

3000

6360

12/2

8

  • تلفات در پايان هفته هفتم 3 تا 4 درصد مي باشد .

عملكرد كيفيت لاشه :

سن (هفته)

ميانگين وزن

درصد وزن لاشه

درصد گوشت سينه

درصد ران

6

1715

8/65

2/13

23

7

2100

67

8/13

5/23

8

2495

3/68

3/14

9/23

عملكرد ارائه شده با توجه به وزن زنده و همچنين نوع كشتار متفاوت خواهد بود . وزن لاشه بدون در نظر گرفتن دل و جگر و سنگدان مي باشد . در صورت منظور نمودن ، بايد 7% به وزن لاشه اضافه شود .

بهداشت و پيشگيري از بيماريها

انتخاب محل مرغداري :

در پرورش گله هاي گوشتي بمنظور دستيابي به نتايج مورد نظر و بازدهي مطلوب يكي از موارد مهم ، انتخاب محل مزرعه و طراحي آن مي باشد .

به هنگام احداث يك واحد مرغ گوشتي ، محل مزرعه بايد به نحوي انتخاب شود كه در اطراف آن تراكم واحدهاي مرغداري كم باشد . اين مطلب نه فقط در مورد مزارع مرغداري بلكه در مورد مراكز جوجه كشي ، كارخانه هاي ساخت دان ، كشتارگاهها و ديگر اماكني كه بنحوي در ارتباط با اين فعاليت مي باشند نيز صادق است .

به درستي نمي توان فاصله اي مناسب و مطمئن جهت احداث واحدهاي مختلف مرغداري پيشنهاد نمود . چون بعضي از بيماريها مثل نيوكاسل و برونشيت از مسافتهاي بسيار دور و از طريق هوا به راحتي از يك واحد به واحدي ديگر منتقل مي شوند . بعضي از عوامل بيماريزا نيز مثل MG از طريق تماس مستقيم و توسط انسان يا مواد مختلف منتقل مي شوند . معذالك حداقل فاصله پيشنهادي دو كيلومتر مي باشد . اقداماتي از قبيل نصب توري (حصار كشي) ، درختكاري و ديوار كشي مي تواند از عبور و مرور بي رويه و بي اجازه افراد و يا حيوانات جلوگيري نمايد .

لازم به ذكر است كه سازمان دامپزشكي كشور در مورد تعيين فاصله مرغداريها داراي ضوابط و آئين نامه هاي خاصي است كه از قبيل تاسيس هر واحد مرغداري بايستي استعلام شود .

 

اقدامات بهداشتي :

با توجه به اينكه انسان يكي از عوامل مهم انتقال بسياري از بيماريها مي باشد ميتوان به منظور كاهش اين امكان ، اقداماتي از قبيل تعويض اجباري كفشها ، لباس و شستن دستها، به هنگام ورود افراد به مزرعه را مد نظر قرار داد . مخصوصا بايد توجه داشت اينگونه اقدامات بهداشتي در مورد افرادي كه بسته به شغلشان به مزارع مختلف رفت و آمد مي كنند حتما انجام شود .(مانند دامپزشكان و كاركنان امور خدماتي)

براي كاركنان مرغداريها ، نگهداري مرغ ، خروس ،‌ بوقلمون و بطور كلي هر گونه پرنده اي در منزل اكيدا ممنوع است . اين افراد بايد از رفت و آمد به ساير مرغداريها پرهيز نمايند . در صورتيكه اينگونه كنترل ها ممكن نباشد مي توان اقدامات بهداشتي را با شدت بيشتري به مرحله اجرا در آورد . مثلا مي بايد كليه افراد را قبل از ورود به مزرعه ملزم به استحمام و تعويض لباس نمود . انواع وسايط نقليه و ديگر تجهيزات كه به مزارع مختلف رفت و آمد مي كنند نيز از عوامل ديگر انتقال بيماريها مي باشند كه قبل از ورود به مرغداري ، بايد ضدعفوني شوند .

آشيانه ها بايد بنحوي طراحي و عايق بندي شوند كه هيچگونه پرنده و يا جانوري (سگ ، گربه . . . . ) امكان ورود نداشته باشد . در اين مورد حتي حشرات و ديگر جانوران موذي هم خطر بسيار جدي محسوب مي شوند .

از بين بردن و معدوم نمودن تلفات در مزرعه بسيار مهم مي باشد . در مناطقي كه آب و هواي گرم دارند مي توان از چاه استفاده نمود . تلفات در اينگونه چاهها بتدريج متلاشي مي شوند . به هنگام حفره چاه بايد به عمق چاه نسبت به سطح آبهاي زير زميني و تهويه آن (گازهاي ناشي از متلاشي شدن) و همچنين پوشش (درپوش) چاه توجه نمود .

از نظر بهداشتي و به منظور رعايت احتياط لازم ، براي از بين بردن تلفات ،‌بهترين روش ، نصب كوره لاشه سوز و يا سيستمي است كه بتوان در آن لاشه ها و تلفات را به خوبي سوزاند .

براي حفظ موازين بهداشتي در هر نوع واحد مرغداري بهترين روش نگهداري گله ، استفاده از روش يك سني است . به اين روش اصطلاحا All in - All out اطلاق مي شود. اگر نگهداري گله يك سن در مزرعه امكان پذير نباشد ، بايد آشيانه ها نسبت به هم فاصله اي مناسب داشته باشند و هر گروه سني را در يك آشيانه نگهداري نمود .

كاركنان هر آشيانه مي بايستي از رفت و آمد به آشيانه هاي ديگر خودداري نمود و ضمنا از نقل انتقال وسايل و تجهيزات نيز بايستي جلوگيري شود .

 

قرنطينه :

در واحدهاي مختلف مرغداري برقراري قرنطينه با توجه به موقعيت محل ، سابقه بيماري ، انتشار بيماري در منطقه ، تعدد رفت و آمدها و ديگر عوامل ، به طرق مختلف اعمال مي گردد .

بطور كلي بهترين روش قرنطينه ، استحمام همراه با تعويض لباس و كفش در بدو ورود به مزرعه مي باشد . به همين منظور احداث اتاق سرويس در محل ورودي آشيانه ها توصيه مي شود . در اتاق قرنطينه حتما بايد دو نوع فضا يا محل كه اصطلاحا آنها را آلوده (قبل از استحمام و تعويض لباس و كفش) و غيره آلوده (بعد از استحمام تعويض و كفش) مي ناميم ، وجود داشته باشد . اين دو محيط مي بايست كاملا و بنحو مشخصي از هم جدا باشند .

تعويض كفش بايد بطور جدي مورد توجه قرار گيرد . اين بخصوص از نظر كنترل بيماري كوكسيديوز و همچنين جلوگيري از انتقال اووسيت ها بسيار مهم مي باشد .

توصيه مي شود كه به هنگام ورود به آشيانه بجز تعويض كفش از روپوش و كلاه نيز استفاده شود .

 طراحي قرنطينه :

·        يكي از نكات بسيار مهم در طراحي قرنطينه قرار دادن حوضچه و يا تشت محتوي آب كاملا تميز و ضدعفوني كننده تازه در محل درب ورودي مي باشد . بهتر است حوضچه يا تشت را در نقطه اي قرار داد كه افراد به راحتي به آن دسترسي داشته و قبل از ورود به اتاق قرنطينه ملزم به عبور از آن باشند . در اين مورد توصيه مي شود كه حوضچه اي كوچك با بتون در محل ورودي درب اتاق قرنطينه ساخته شود .

 

·    نصب رخت آويز جهت آويختن لباس افراد .

نصب دستشوئي و شير آب به همراه صابون ضدعفوني كننده به نحوي كه افراد قبل از ورود به اتاق قرنطينه يا اتاق سرويس دستهاي خود را بشويند .

·    لازم است اتاق قرنطينه به دو قسمت آلوده و غير آلوده بنحو كاملا مشخصي ، تقسيم شود  براي اين كار مي توان از تخته چوبي به صورت ديواره هاي كوتاه در امتداد عرض اتاق استفاده نمود كه افراد براي عبور از بخش آلوده به غير آلوده مجبور به عبور از روي آن شوند .

·    قرار دادن كفش يا چكمه مخصوص جهت ورود به آشيانه مرغداري كه قبلا شسته و ضد عفوني شده باشد . بمنظور جلوگيري از هر گونه اشتباه مي توان كفش يا چكمه مخصوص آشيانه يا بارندگي متفاوت و يا علامتي واضح مشخص نمود .

·    فراهم نمودن كمد لباس ، لباسهاي كار مخصو ص داخل آشيانه را كه الزاما تميز و ضدعفوني شده هستند در آن جاي داد .

 

برنامه واكسيناسيون :

تهيه برنامه واكسيناسيون با توجه به شرايط و موقعيت محل بستگي به عوامل مختلفي مثل ، چگونگي شيوع بيماريها ،‌برنامه واكسيناسيون گله مادر ، موجود بودن نوع واكسنها ، هزينه هاي اجرا و غيره . . . دارد . بنابراين براي واكسيناسيون نمي توان برنامه عمومي و مشخصي را پيشنهاد نمود . در اين مورد مي توان با كسب اطلاع از وضعيت گله مادر و همچنين مشاوره با دامپزشكان اقدام به تهيه برنامه واكسيناسيون نمود . دامپزشكان و متخصصان اين مركز آماده ارائه خدمات و هر نوع همكاري در اين زمينه مي باشند .

 

در مورد واكسيناسيون به نكات زير توجه نماييد :

·   بايد توجه داشت كه فقط طيوري كه از نظر سلامتي در شرايط مطلوبي بسر مي برند واكسينه شوند .

·   كليه آمار و اطلاعات هر واكسيناسيون به هنگام اجرا ثبت شود مثل تاريخ ، نوع واكسن، تعداد ، شماره ، سريال واكسن ، روش واكسيناسيون .

 

برنامه داروئي :

بطور كلي استفاده از آنتي بيوتيكها و ديگر داروها بمنظور جلوگيري از كاهش مقاومت بدن در برابر فشار ميكروبها و باكتريها بايد تا حد امكان محدود شود .

خودداري از مصرف بي رويه داروها از باقي ماندن و رسوب آنتي بيوتيكها در ميان بافتهاي گوشت جلوگيري كرده و همچنين در صرفه جوئي و كاهش هزينه ها نيز بسيار مؤثر است.

اما بهر حال در مواردي كه ناگريز به مصرف داروها هستيد بايد موارد زيرا را مورد توجه دقيق قرار دهيد :

·   اطمينان از انتخاب داروي صحيح .

·    اطمينان از مقدار صحيح دارو .

·   اطمينان از زمان صحيح تجويز و مصرف دارو .

·   اجتناب از تغييرات ناگهاني در طرز عمل و نحوه اجرا .

 

كنترل سلامت گله :

بمنظور بررسي وضعيت كه از نظر سلامتي و همچنين تعيين ميزان مصونيت و ايمنيت گله، انجام تستهاي ميكروبي و ويروسي و مشاهده رفتار و حركات طيور بسيار مهم و ضروري است .

 

به نكات زير توجه نماييد :

·                          تغييرات ناگهاني در رفتار گله و يا تغيير در مقدار مصرف آب و غذا ممكن است نتيجه بروز يك بيماري باشد .

·                          تلفات گله بايد به دقت تحت نظر باشد و حتما بايد آمار و ارقام مربوط به تلفات بطور جداگانه براي هر آشيانه ثبت شود .

·                          كالبد گشايي تلفات بايد بطور مرتب انجام شود .

·                          نمونه گيري خون و انجام تستهاي مربوط به آن مي تواند نتايج واكسيناسيونها و همچنين امكان بروز بيماريها را بخوبي نشان دهد .

·                          با انجام تستهاي ميكروبي و ويروسي بر روي نمونه ها ، بخوبي مي توان از وضعيت سلامتي گله اطلاع حاصل نمود .

 

خلاصه موارد مهم و مورد توجه :

·         مزرعه نبايد نزديك مزارع ديگر و يا ديگر اماكني كه به اين فعاليت مربوط مي شود ، بنا شود .

·         از رفت و آمد افراد متفرقه به مزرعه جلوگيري گردد .

·         از پرورش و نگهداري ساير طيور در مزرعه اكيدا خودداري گردد .

·         كاركنان مرغداري بايد از نگهداري طيور مختلف در منازل خود اكيدا خودداري كنند .

·         برقراري سيستم قرنطينه (حتي المقدور استحمام قبل از ورود به آشيانه).

·         براي كليه كاركنان لباس و كفش كار تميز فراهم نمائيد كه فقط در داخل مزرعه از آن استفاده كنند .

·          براي دامپزشك و كليه بازديد كنندگان و تعمير كاران ، نيز لباس و كفش كار تهيه نمائيد.

·         طيور تلف شده را حتما بسوزانيد ، در صورتيكه اين امكان وجود ندارد در چاههاي عميق دفن نمائيد .

·         از ورود پرندگان وحشي ، موش و ديگر جانوران موذي به مزرعه قويا جلوگيري نمائيد .

·         بعد از پايان هر دوره پرورش ، كود موجود در آشيانه را بطور كامل خارج نمائيد .

·         در شستشوي آشيانه ، تجهيزات و وسايل ، از آب فراوان و حتي المقدور مواد پاك كننده استفاده نمائيد .

 مراحل مختلف ضدعفوني را بطور كامل و با دقت انجام دهيد .

تغذيه :

براي رسيدن به رشد سريع هميشه بايد دان در سترس جوجه هاي گوشتي باشد ، بنابراين آنها معمولا بطور آزاد تغذيه مي گردند . بايد توجه داشت كه بخش قابل ملاحظه اي از هزينه ها در پرورش طيور گوشتي مربوط به هزينه خوراك مي باشد ، و در تغذيه آنها فقط با استفاده از فرمول مناسب ،‌مواد مرغوب و با اعمال مديريت صحيح مي توان به حداكثر بهره دهي خوراك در گله دست يافت .

 

عواملي كه باعث ضايعات خواهند شد عبارتند از :

·   استفاده ار دانخوريهاي ناوداني در روش دستي ، در اين قبيل دانخوريها اگر مقدار دان زياد باشد ، از لبه دانخوري بيرون خواهد ريخت .

·   نگهداري دان در محيط گرم و به مدت طولاني باعث اكسيداسيون مواد مغذي موجود در آن شده و از ارزش غذايي آن خواهد كاست .

·   وجود رطوبت در دان بخصوص در محل گرم باعث رشد قارچها شده كه علاوه بر كاهش ارزش غذايي خوراك مي تواند در مراحل شديد ، منجر به ايجاد مسمويت در گله نيز گردد .

·  وجود حشرات و جانوران موذي بخصوص موش باعث افزايش ضايعات دان و در نتيجه بالا رفتن هزينه ها مي گردد .

توصيه مي شود با توجه به متغير بودن كيفيت مواد اوليه خوراك همواره از ميزان اين تغييرات از طريق ارسال نمونه به آزمايشگاه اطلاع حاصل گردد . بديهي است تنظيم فرمول جيره غذايي مي بايست با توجه به كيفيت مواد اوليه خوراك صورت گيرد در غير اينصورت نمي توان جيره متعادلي را از لحاظ ميزان مواد مغذي تهيه و تنظيم نموده و در اختيار گله قرار داد .

در صورت عدم توجه به مسائل فوق با يكي از دو حالت زير مواجه خواهيم شد .

وجود مواد مغذي بيشتر از نياز در خوراك ، علاوه بر افزايش فشار متابوليكي در بدن جوجه در واقع يك نوع دور ريختن سرمايه محسوب مي گردد .

كمبود مواد مغذي در خوراك ، باعث كاهش رشد و عملكرد گله مي گردد . در ضمن مقاومت گله بسته به نوع و ميزان كمبود نسبت به عوامل محيطي استرس زا و بيماريها كمتر مي شود .

 

يكي ديگر از اقدامات ضروري در تغذيه طيور ، ثبت اطلاعات مربوط به مصرف دان مي باشد . اين كار از طريق وزن كردن دان مصرفي قابل اجرا است .

پايين آمدن اشتها در گله كه نتيجه آن كاهش مصرف دان مي باشد ، به عوامل زير بستگي دارد :

·        بروز بيماري

·        ضعف مديريت

·        تغذيه نامطلوب از نظر كمي و كيفي

·        عدم كنترل مناسب عوامل محيطي

 

نگهداري دان :

بهترين روش براي نگهداري و ذخيره دان استفاده از سيلو مي باشد بنحوي كه هر آشيانه سيلوئي داشته باشد كه بتوان براي حداكثر تا يك هفته دان را در آن ذخيره نمود سيلوي آشيانه بايد به راحتي قابل بازديد ، تميز كردن و شستشو باشد . جهت حمل دان داشتن وسيله نقليه مخصوص براي هر واحد مرغداري توصيه مي شود . اگر دان در كيسه نگهداري و حمل شود بايد محل مناسبي را براي آن در نظر گرفت . كيسه هاي دان را به دليل امكان جذب رطوبت نبايد مستقيما بر روي زمين قرار داد .

 

به منظور حداكثر استفاده از مواد غذايي در جيره پيشنهاد مي شود كه در سه هفته اول دان به صورت پلت خرد شده (كرامبل (Crumble) و پس از آن به صورت (Pellet) با قطر چهار ميليمتر استفاده شود . دات پلت كيفيت و ارزش غذايي را 2 تا 3 درصد افزايش مي دهد ، ضمن اينكه باعث كاهش ضايعات نيز خواهد شد ، به علاوه با توجه به نوع و شرايط پلت كردن ، كيفيت ميكروبيولوژيكي بهتري در خوراك فراهم مي گردد .

 

جدول احتياجات غذايي جوجه گوشتي آرين :

 

پس دان (بعد از 5 هفته)

دان رشد (5-5/2 هفته)

پيش دان (5/2-0 هفته)

نوع

20

22

23

پروتئين خام

3200

3150

3050

انرژي متابوليسم (كيلو كالري بر كيلو گرم)

4

4

4

چربي

2/1

3/1

5/1

اسيد لينولئيك

 

 

 

مواد معدني :

85/0-75/0

9/0-8/0

1-9/0

كلسيم

4/0

45/0

5/0

فسفر قابل دسترس

16/0

16/0

16/0

سديم

14/0

14/0

14/0

كلر

 

 

 

اسيدهاي آمينه :

45/0

48/0

5/0

متيونين

82/0

87/0

9/0

متيونين + سيستين

12/1

2/1

25/1

ليزين

18/0

19/0

2/0

تريبتوفان

جدول احتياجات ويتامين

(مقادير به نسبت هر كيلو گرم جيره مي باشد)

 

پس دان (بعد از 5 هفته)

دان رشد (5-5/2 هفته)

پيش دان (5/2-0 هفته)

نوع

8000

10000

12500

ويتامين  A       LU

1600

2000

2500

ويتامين D3      LU

5/0

5/0

1

ويتامين B1      ميلي گرم

4

5

5

ويتامين B2      ميلي گرم

2

2

2

ويتامين B6      ميلي گرم

5/0

5/0

1/0

بيوتين ميلي گرم

7

7

8

اسيدپانتوتنيك ميلي گرم

30

30

30

نياسين ميلي گرم

500

500

500

كولين كلرايد     ميلي گرم

20

20

25

ويتامين E     LU

3

3

3

ويتامين K3   LU

12

15

15

ويتامين   B12 ميكرو گرم

1

1

5/1

اسيد فوليك   ميكرو گرم

عناصر كمياب بر حسب PPM (يك قسمت در ميليون)

70

70

70

منگنز

50

50

50

روي

6

6

6

مس

40

40

40

آهن

3/0

3/0

3/0

يد

15/0

15/0

15/0

سلنيوم

 

·        بطور كلي در استفاده از مواد افزودني به خوراك طيور مسائلي همچون ، نوع تاثير ، بي ضرر بودن ، هزينه و شرايط بازار را بايد در نظر گرفت .

هنگامي كه جيره چربي اضاه مي شود ، بايد به همراه آن يك ماده آنتي اكسيدان نيز بكار برده شود . در مصرف چربيها مي بايست به كيفيت آنها از نظر ميزان انرژي ، ميزان مواد ناخالص ، ميزان اكسيده بودن و همچنين آلودگي ميكروبي توجه نمود

مديريت گله

آشيانه و عوامل مؤثر در طراحي آن

 

آشيانه

آشيانه ها بايد امكانات و تجهيزات لازم جهت فراهم كردن يك محيط راحت را براي گله ها داشته باشند . براي مثال ، دماي مناسب جهت پرورش جوجه هاي گوشتي بين C 33 (جوجه يكروزه) و 50% تا 70% مي باشد . بنابراين در طراحي و ساخت آشيانه با آگاهي و علم به اين دو مطلب ، تجهيزات لازم را بايد پيش بيني نمود تا بتوان شرايط مورد نظر را فراهم كرد .

بطور كلي در هنگام طراحي و ساخت آشيانه بايد به نكات زير توجه كافي مبذول شود :

·        عايق بندي (ايزولاسيون)

·        تهويه .

·        سيستم گرم كننده

·        سيستم خنك كننده

بدون شك رعايت اين چهار عامل اساسي در مناطق مختلف جغرافيايي و آب و هوايي متفاوت خواهد بود .

 

آب و هواي گرمسيري :

در اينگونه مناطق ، پيشنهاد مي شود كه آشيانه ها بصورت شرقي / غربي ساخته شده و ديواره هاي جانبي آنها باز باشد ، ضمن اينكه مي بايست فاصله آنها نسبت به يكديگر      (30 – 20 متر) را نيز در نظر گرفت .

سقف اين نوع آشيانه ها مي تواند شيرواني يا خرپشته باشد . بمنظور خروج هوا مي توان بر روي سقف دريچه هايي تعبيه نمود . در مناطق باد خيز ، زاويه شيب سقف بايد تندتر در نظر گرفته شود .

توصيه مي شود كه سقف حتما ايزوله باشد ، ضمن اينكه هيچگونه مانعي در سطح داخلي سقف وجود نداشته باشد تا امكان حركات و جريان آزاد هوا بوجود آمده و اين عمل بتواند بطور طبيعي و آساني صورت پذيرد . اگر سيستم تهويه متقاطع (روبرو) مد نظر باشد ، حداكثر عرض آشيانه نبايد از 12 متر تجاوز نمايد . در اين نوع آشيانه ها ، ديواره هاي جانبي بايد بصورت توري سيمي باشد . بمنظور تهويه مناسب و بهتر كردن حركت هوا مخصوصا در مواقعي كه جريان جابجائي هوا و يا باد ضعيف مي شود ، توصيه مي شود كه هواكشهاي اضافي كه قابل نقل و انتقال باشند ، حتما در نظر گرفته شود .

 

آب و هواي معتدل گرمسيري :

در اين نوع آب و هوا توصيه مي شود كه از تهويه جانبي استفاده شود . در اين نوع تهويه ورود هوا از يك طرف و خروج آن از طرف ديگر آشيانه خواهد بود .

 

آب و هواي معتدل :

در اين نوع آب و هوا ، آشيانه ها در واحدهاي مدرن مرغداري ، بصورت بسته ساخته شده و بايد به خوبي عايق بندي گردند . در آشيانه هاي بسته ميزان گرماي مورد نياز با سيستم هواي آشيانه بايد متعادل و تنظيم شده باشد (تعادل حرارتي) .

بعبارت ديگر ميزان توليد گرما و ضايعات آن بايد با سيستم تهويه تنظيم گردد . در اين نوع آشيانه ها دور هواكشها بايد متغير باشند تا بتوان درجه آنها را كم و زياد نمود . مثلا در سردترين فصول سال بايد از دور كم هواكشها استفاده نمود (بنحوي كه تهويه نيز بخوبي انجام شود) .

 

آب و هواي كويري (گرم و خشك) :

در مناطقي با اين نوع آب و هوا ، آشيانه ها بايد بخوبي عايق بندي شوند ، هواكشها دور متغير ، سيستم گرمايي و سيستم خنك كننده مناسب داشته باشند . عملكرد صحيح و مطلوب اين سيستمها مستلزم نظارت ، توجه و كنترل دائم مي باشند . در مناطق گرم و خشك ، نصب سيستم مه پاش (اسپري آب) و استفاده از اين سيستم در گرمترين موقع روز ، هنگاميكه درصد رطوبت نسبي نيز كاهش مي يابد به خنك كردن آشيانه ها كمك بسياري مي كند . در اين گونه موارد كاهش 2 تا 2 درجه از دماي هوا ، مي تواند از استرس و در نتيجه تلفات ، جلوگيري نمايد .

 

تغييرات ناگهاني دما :

در نواحي گرم خشك و يا نواحي كويري ، تغييرات دما شديد تر است . در ساخت آشيانه ها در مناطقي با زمستانهاي سرد و تابستانهاي گرم مي بايد طراحي بنحوي باشد كه در فصول سرد هواي ورودي به آشيانه ابتدا و قبل از مخلوط شدن با هواي داخل آشيانه در يك اتاق مركزي گرم شود و سپس به داخل آشيانه در يك اتاق مركزي گرم شود و سپس به داخل آشيانه هدايت شود . براي هدايت و توزيع هواي گرم شده به داخل آشيانه مي توان از كانال انتقال استفاده نمود . در اين سيستم مقدار گرمايش و تهويه بايد تنظيم شود . در فصول گرم توصيه مي شود كه هواي تازه مستقيما بداخل آشيانه ها هدايت شود. بمنظور توزيع بهتر هوا استفاده از سيستم كانال كشي و يا تعبيه وروديها بزرگ هوا در تمام طول ديواره هاي آشيانه بسيار مؤثر است . براي كنترل و تنطيم مقدار هواي ورودي بطور دلخواه مي توان دريچه هائي در طول مسير كانال نصب نمود . كه البته بايد ايزوله شده باشند .

 

عوامل مؤثر در طراحي آشيانه :

با توجه به دلايل بهداشتي توصيه مي شود كه كف آشيانه بتوني ، صاف و هموار ، غير قابل نفوذ و عاري از هر گونه ترك و منفذ باشد . در زمان ساخت آشيانه ها بايد سيستم زه كشي نيز پيش بيني شود . كف آشيانه بايد شيبدار باشد . ميزان شيب يك سانتيمتر در هر متر در نظر گرفته مي شود . لازم است در هر آشيانه در بهاي بزرگ و اصطلاحا ماشين رو نصب نمود چون به هنگام تخليه كود يا حمل گله و يا ديگر موارد بارگيري بتوان به راحتي از وسايل نقليه مانند تراكتور و غيره استفاده نمود . احداث جاده هاي صاف و آسفالته در محوطه مزرعه و پيرامون آشيانه ها كار شستشو و تميز كردن و همچنين انتقال كود و تخليه گله را آسانتر مي كند . سطح ديوارها و سقف آشيانه بايد صاف و غير قابل نفوذ باشد بنحوي كه دافع آب باشد . در موقع ساخت آشيانه مي بايست از بوجود آمدن هر نوع مانعي كه موجب جلوگيري از جريان آزاد هوا چه در طول سقف و چه به سمت كف آشيانه گردد . ممانعت بشود . امروزه در يك مرغداري پيشرفته به منظور جلوگيري از هدر رفتن نيروي كار ، احداث سيستم آبخوري اتوماتيك بسيار ضروري است . بايد دقت نمود كه سقف آشيانه قدرت نگهداري اينگونه تجهيزات را داشته باشد .

لازم است كه تجهيزات برقي تمام نقاط آشيانه در مقابل آب عايق بندي شده باشند (ضد آب باشند) . كنتورهاي آب ، برق و گاز بايد در محلي نصب شوند كه براحتي بتوان آنها را رويت نمود . همچنين به منظور ثبت كليه آمار و ارقام لازم است ، محل و وسايل لازم را در اتاق سرويس پيش بيني نمود . وجود يك پنجره كوچك در اتاق سرويس ، كنترل وضعيت آشيانه را بدون نياز به ورود ، ميسر مي سازد .

 

آماده سازي آشيانه :

اولين اقدام بعد از ارسال گله به كشتارگاه ، تخليه كود مي باشد . بعد از خارج كردن كامل كود و جاروكشي ، كليه وسايل و تجهيزات غير ثابت آشيانه بايستي باز شده و جهت شستشو به خارج از آشيانه منتقل شوند . سپس آشيانه و تجهيزات و ادوات ثابت آن ابتدا بوسيله آب خيسانده شده و سپس بطور كامل شسته شوند .

در اين مرحله بهتر است كه از دستگاهها و يا پمپهايي كه آب را با فشار به بيرون مي فرستند استفاده نمود . استفاده از مواد پاك كننده و شوينده نيز بسيار مؤثر است . به هنگام شستشو بايد دقت كرد كه مراحل كار از بالا به پايين باشد به اين ترتيب كه ابتدا سقف و سپس ديوارها و كف شسته شوند . عمل شستشو در كليه نقاط ، منافذ ، زوايا ، وروديهاي هواكشها و . . . بايد به خوبي و با دقت و حوصله انجام گيرد . پس از شستشو و تعميرات جزئي و كلي ، نصب مجدد تجهيزات و وسائل باز شده را مي توان انجام داد .

اقدام بعدي انجام اولين مرحله ضد عفوني مي باشد كه بهتر است بوسيله ماده ضد عفوني كننده محلول در آب انجام شود . بهترين نوع ضد عفوني كننده در اين مرحله فرمالين است كه جهت تهيه محلول آن از يك فرمالين 40% در 9 ليتر آب استفاده مي شود . پس از تهيه محلول ضد عفوني ، مي توان آن را بر روي وسايل و تجهيزات و همچنين آشيانه اسپري نمود .

توصيه مي شود در اين مرحله يك تست باكتريولوژيكي صورت گيرد تا بتوان بهترين نوع تركيب ضدعفوني كننده را بسته به موقعيت محل تعيين نمود .

دومين و آخرين مرحله ضد عفوني قبل از جوجه ريزي ، بصورت گاز يا بخار فرم آلدئيد و با استفاده از فرمالين مي باشد ، كه اصطلاحا اين مرحله را دود دادن مي گوئيم . اين عمل در صورتي مي تواند مؤثر باشد كه آشيانه كاملا بسته بوده و كليه منافذ و سوراخها مسدود شده باشد . اگر امكان مسدود كردن كامل آشيانه وجود نداشته باشد ، بهتر است كه اين مرحله بصورت اسپري كردن محلول فرمالين انجام شود .

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 11:36 توسط .... سهراب محمدی .... |


بتافين ®Betafin با نام علمي بتائين (Betaine) يا تري متيل گليسين  ماده‌اي صددرصد طبيعي و محلول در آب می باشد، این ماده به شكل بلورهاي قهوه‌اي روشن،  غير سمي و از نظر شيميايي يك ملكول با ثبات بوده، به طوري كه قادر است حتي در دماي 200 درجه سانتي‌گراد هم، فعاليت شيميايي خود را حفظ نمايد.

 

ويژگي‌هاي عمده بتائين:

 تامين گروه متيل مورد نياز بدن :

• گروه متيل (CH3 ) براي سنتز تركيباتي نظير فسفوليپيدها، هورمون‌‌هاي آدرنال و DNA/RNA لازم و ضروري است. گروه متيل در بدن موجودات زنده سنتز نشده و تامين آن از طريق منابع غذايي صورت مي‌گيرد. سه ترکیب مهم تامین کننده گروه متیل در بدن کولین، متیونین و بتائین می باشد و در این میان بتائين به عنوان تنها دهندة مستقيم گروه متيل، نقش مهمي در تامين اين گروه در بدن دارد.

 برقراري تعادل اسمزي سلول‌هاي بدن:

 • سلول های بدن موجودات زنده در برابر تغییرات فشار اسمزی محیط حساس هستند به طوری که تحت شرایط استرس اسمزی، ساختمان مولکولی آنزیم های داخل سلول برهم می خورد و به این ترتیب سلول غیر فعال می شود. بتائين، به دليل دارا بودن ساختمان ملكولي دو قطبي، یک ترکیب اسمولتیک بوده و تعادل اسمزي سلول ها را حفظ مي‌نمايد.

 اثرات ویژه بتافین:

 مرغ گوشتی:

 • کاهش اثرات استرس گرمايي و بهبود عملكرد با جلوگيري از اتلاف آب بدن و كاهش رطوبت بستر

 • بهبود كيفيت لاشه در طيور و كاهش ضايعات كشتارگاهي(افت لاشه) با كاهش درصد چربي محوطه شكمي و افزايش درصد گوشت سينه

 • بهبود راندمان طيور مبتلا به كوكسيديوز باكاهش شدت آسيب‌ديدگي پرزهاي روده و بهبود قابليت هضم و جذب مواد مغذي از قبيل پروتئين، چربي، ليزين، فسفر و كاروتنوئيدها

• كاهش هزينه خوراك با كاهش مقدار متيونين مصرفي در خوراك

  مرغ تخمگذار و مادر:

 • كاهش تعداد تخم‌مرغ‌هاي لمبه و شکسته

• كاهش سندرم كبد چرب

 • افزایش تعداد تخم مرغهای تمیز به دلیل کاهش دفع آب و خشک شدن بستر

  بوقلمون :

 • کاهش هزینه غذا بوسیله کاهش سطح انرژی جیره

• بهبود عملکرد از طریق کاهش انرژی و افزایش گوشت سینه

 • بهبود کیفیت بستر از طریق کاهش سندرم فلاشینگ

 • کاهش اثرات ناشی از تنش گرمائی

 آبزیان:

 • به عنوان یک ماده جاذب (Attractant) جهت تحریک اشتها و جلوگیری از تاخیر در مصرف غذا

 • به عنوان یک تنظیم کننده فشار اسمزی (Osmolyte) به هنگام تغییر شرایط محیطی از قبیل تغییر درجه حرارت آب و یا میزان املاح آب، جهت جلوگیری از وارد آمدن استرس ناگهانی به آبزیان و افت راندمان

• به عنوان یک متیل دهنده (Methyl Donor) و تامین کننده گروههای متیل در خوراک آبزیان

  جایگزینی با کولین در کارخانه های مکمل سازی:

• به دلیل اثر تخریبی کولین بر روی ویتامینها در مکملها و همچنین جاذب الرطوبه بودن آن که موجب افت کیفیت مکمل می گردد توصیه می شود این ماده با نسبت 47/3 به 1 با بتافین جایگزین گردد. یعنی 1 کیلوگرم بتافین معادل 47/3 کیلوگرم کولین60%

 • ميزان مصرف:

 واحدهاي پرورش طيور(مادر، تخمگذار، گوشتي و بوقلمون):

 براي مشاهدة اثرات مثبت بتافين در برقراري تعادل اسمزي سلول‌هاي بدن، افزايش توانايي بدن در تحمل استرس گرمايي و بيماري كوكسيديوز، كاهش چربي محوطة شكمي و نيز بهبود كيفيت لاشه و در نهايت بهبود عملكرد توليدي طيور، ميزان 1 تا 5/1 كيلوگرم بتافين در هر تن خوراك توصيه مي‌شود.

 آبزیان :

 بر اساس توصیه کارشناسی از5 تا15 كيلوگرم در هرتن غذا

 شرايط نگهداري:

 در محل خشك و دور از هر گونه رطوبت نگهداري شود.

 مدت نگهداري:

 حداقل 24 ماه پس از توليد.

 بسته‌بندي:

 كيسه‌هاي چند لاية 25 كيلوگرمي.

 در نهایت بتافین به عنوان یک افزودنی خوراکی با

 توجیه اقتصادی بالا برای عملکرد طیور

(گوشتی، تخمگذار و مادر) و آبزیان توصیه می شود. 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 11:32 توسط .... سهراب محمدی .... |


                 

کوکسیدیوز در طیور یک بیماری روده ای است که با انگل کوکسیدیال ایجاد می شود. کوکسیدیوز یک بیماری مجاری گوارشی است که در بیشتر موارد روده را درگیر می کند به استثنای کوکسیدیوز سکوم که با انگل tenella Eimeria ایجاد می شود. درکوکسیدیوز روده ای کارایی روده ها درجذب غذا تخریب می شود که این امر منجر به کاهش رشد می شود که درموارد شدیدتر باعث توقف رشد می شود. پرندگان مختلف در یک گله می توانند با درجات مختلف تحت تأثیر قرار گیرند که می تواند از کاهش یکنواختی گله ( که این نشانه در اغلب موارد دیده می شود) تا آسیب روده ای با شدت زیاد که باعث مرگ شود ( که این نشانه کمتر دیده می شود) ملاحظه شود. درکوکسیدیوز سکومی، آسیب وارده به رگ های خونی در دیواره ی سکوم باعث خونریزی شدید می شود. در کوکسیدیوز سکومی ، مایل هستیم ببینیم که آیا همه عوامل باعث مرگ می شود یا نه ؟ سکوم در پدیده جذب غذا در بدن نقش دخالتی ندارد و بنابراین اثر معکوس و مضری بر توانمندی دیده نمی شود. در کوکسیدیوز سکومی تعداد کمی پرنده ممکن است که بمیرند ولی در کوکسیدیوز روده ای تقریبا" همه پرنده ها درگله می توانند از نظر کارایی تحت تأثیر قرار بگیرند و اثرمعکوس و مخرب کوکسیدیوز را دریافت کنند. اگر شما به قدرکافی شجاع باشید، کوکسیدیوز سکومی را درمان نخواهید کرد چون آنهایی که درگیر هستند متأسفانه می میرند هر چند درمان خوب باشد. به هرحال در کوکسیدیوز روده ای، صرفه اقتصادی، در درمان سریع بیماری می باشد. کوکسیدیوز یک درد توانمندی است ( توانمندی پرنده را کاهش می دهد) و از آنجایی که این انگل در تمام دنیا هست. طی چندین سال روش های پیشگیری و اقدامات احتیاطی زیادی انجام شده است. این امر خدمت بزرگی به دنیای طیور کرده است و البته محدودیتهایی هم دارد که قابل درمان است. بعضی از آنتی کوکسیدیال های مدرن به حدی مؤثر هستند که هیچ انگلی را باقی نمی گذارند و باعث تحریک سیستم ایمنی نمی شود. این می تواند در مورد پرندگان با طول عمر طولانی بخصوص در تخمگذارها یا مادرها بسیار مهم باشد. چون داروهای آنتی کوکسیدیال در این طیور فقط در دوره ی قبل از تخمگذاری داده می شود و اگر کوکسیدیاها زنده نمانند، سیستم ایمنی پرنده تحریک نخواهد شد که یک چتر حمایتی برای جوجه های متولد شده باشد. از طرفی برخی از مرغداران عادت ندارند که به مرغان آنتی کوکسیدیوز بدهند. بنابراین منتظر می مانند تا مرغ ها اولین علایم بالینی را بروز دهند تا بعد ازآن به درمان دارویی اقدام کنند. چنین گله هایی در سرتاسر عمر از ایمنی بالایی برخوردار خواهند بود و خسارت کمتری از کوکسیدیوز خواهند دید. بنابراین گله هایی که قرار است مدت طولانی زنده بمانند استراتژی کنترل کوکسیدیوز مطرح می شود که از طریق واکسن های کوکسیدیوزی اعمال می شود و جهانی شده است. به هر حال واکسن های کوکسیدیوزی محدودیت های خاص خود را دارند ویکی از این محدودیت ها مصرف همزمان و تصادفی داروی آنتی کوکسیدیوز در جیره توام با تجویز واکسن است. این مشکلاتی را ایجاد می کند چون واکسن های رایج زنده هستند و حاوی انگل کوکسیدیا هستند و داروی آنتی کوکسیدیوز بر آنها اثر خواهد کرد و آنها را خواهد کشت. پس این نکته مهم است که وقتی یک واکسن کوکسیدیوز تجویز می شود نباید که هیچ آنتی کوکسیدیوزی در جیره به طور عمدی یا تصادفی استفاده شود. واکسن های کوکسیدیوزی در پرندگان واجد طول عمر طولانی مانند تخمگذاری و مرغ های مادر رایج شده است. درمرغ های گوشتی با طول عمر کوتاه حمایت ایمنی با مصرف آن در 7- 5 روزگی اعمال می شود؟ این نکته ممکن است در ذهن خطور کند که با تجویز واکسن در جفت یا از طریق تخم در هچری می توان مشکل را حل کرد. ولی این امر متحمل نیست. همچنین تراکم زیاد جوجه و سالن های قدیمی واجد شرایط ضعیف بهداشتی باعث ایجاد و افزایش خطر کوکسیدیوز در گله های جوان می شود. کنترل سالمونلا انتریتیدیس در جوجه های گوشتی جوان می تواند با عبور آنتی بادی ها از یک مادر واکسینه شده به بچه هایش اعمال شود، حال چرا این اصل نباید در جوجههای گوشتی و مبتلا به کوکسیدیوز اعمال شود. چنین روشی یعنی تجویز به گله های مادر برای حمایت و حفاظت جوجه های متولد شده از آنها در اسراییل مطرح و موفقیت آمیز بوده است و توسعه یافته است. آن در اوایل کار است ولی نتایج آزمایشات فارمی بسیار امیدبخش به نظر می رسد. منفعت بزرگ این روش این است که تعداد مرغ های مادر کمتراز جوجه ها بوده و می توانند به طرز درست واکسینه شوند به علاوه هزینه واکسیناسیون برای هر پرنده در مادرها قابل قبول است. مساله ای که باید خاطرنشان کرد این است که همه ی عوامل متوقف کننده ی رشد، کوکسیدیوز آب وهوایی بد با شرایط بد مدیریت اشاره کرد. این می تواند مضر و خطرناک باشد ، چرا که هر گله ضعیف کوکسیدیوزدارد سایر عوامل که می توانیم آنها را درمان کنیم در این بین گم شوند. در پایان در کوکسیدیوز همیشه همه ی اقدام خود را در واکسیناسیون یا داروهای آنتی کوکسیدیوز نگذارید. این روش ها باید همیشه در کنار اصلاح روش های مدیریتی باشد. ایجاد وقفه در بین دوره های تولید یک روش مناسب است ( که البته در همه جای دنیا انجام نمی شود) چرا که این میکروارگانیسم ها از یک گله به گله ی بعدی منتقل می شوند. ضمنا" در مکانی که به پرورش طیور می پردازند باید بدانید که آیا سالن در دوره ی قبل سالمونلا انتریتیدیس داشته یا نه و آیا گله در اثر سالمونلوز مرده است یا نه ؟ هرچند که باید به خاطر داشت بستر مرطوب محیط مناسب برای رشد اووسیت کوکسیدیا است و باید هرجا بسترمرطوب وجود داشت سریعا" برداشته شود. درنهایت همکاری با دکتر دامپزشک برای ارزیابی کوکسیدیوز درگله شما ضروری است و اینکه استراتژی به کار رفته کار آمد بوده است یا نه ؟

نشریه دنیای کشت و صنعت ، سال4، شماره 26 - 1384

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 11:21 توسط .... سهراب محمدی .... |



اين برنامه نوردهی اولين بار توسط دکتر کلاسن در کانادا اجرا و به طور اختصاصي براي جوجه های گوشتی
ISA  طراحی شد و آزمايش های اوليه نتايج بسيار خوبی را به همراه داشت در طی دوسال گذشته اين برنامه با موفقيت در سطح مزرعه به مورد اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز براي استفاده در سالنهای باز و بسته کامل شده است نتايجی که اين روش به همراه دارد عبارتند از : بهتر شدن ضريب تبديل غذايی ، افزايش سرزندگی ، افزايش مختصری در رشد ، کاهش تلفات ناشی از مشکلات قلبی ، کاهش تلفات آخر دوره پرورش و افزايش اشتها که      می تواند به جلوگيری از کاهش  وزن ناشی از محدوديتهای کمی کمک نمايد برنامه نوردهی مذکور در تمام انواع سالنها و حتی در سالنهای باز قابل استفاده می باشد اين برنامه باعث می شود که در ابتدا با يک رشد اوليه آهسته مواجه شويم که متعاقب آن با رشد جبران کننده مرحله بعدی ، پيشرفت رشد خواهيم داشت روش ذکر شده بايد بر اساس وزن مورد نياز لاشه در زمان کشتار تنظيم گردد .

                                         

1- رفتارهاي تغذيه ای

الگوی غذا دهی در اين روش برمبنای ميزان آب مصرفی در ساعت ، توسط کامپيوتر طراحی گرديد و مشخص شد که با اعمال اين برنامه ، نسبت غذا به آب به ميزان اندکی تحت تاثير قرار می گيرد .

                     

2- رفتارها در چند روز اول

وقتی که برنامه نوردهی با دادن  6  ساعت تاريکی در روز چهارم شروع شد ، معلوم گرديد که مصرف آب در دو ساعت اول پس از برقراری روشنايی  40% بيشتر از متوسط آن در کل باقی مانده دوره روشنايی می باشد پس از روز هفتم ، متوجه افزايش مصرف در  3-2  ساعت قبل از خاموشی شديم . در همان اوايل روز هفتم ، جوجه ها خيلی زود زمان قطع روشنايی را متوجه مي شوند و در نتيجه ميزان مصرف آب خود را در دو الی سه ساعت قبل از قطع روشنايی افزايش می دهند .

 

3- رفتارهای تغذيه ای در طی هفته های دوم  و سوم

اين الگوی تغذيه ای در طی هفته های دوم و سوم ، مورد تاکيد قرار ميگيرد در دو ساعت اول پس از شروع روشنايی ، ميزان دريافت آب وغذا از ميانگين مجموع آن در طی کل دوره روشنايی  50% بيشتر است .علی رغم چنين وضعيت تغذيه ای قابل توجهی ، مقدار کل غذای دريافتی طی هفته دوم در مقايسه با پرندگانی که در معرض نور دائم قرار داشتند حدود  13  تا  15% کاهش می يابد .

 

4- رشد دستگاه گوارش

افزايش زياد مزان غذای در يافتی در ساعت اوليه متعاقب روشنايی ، اين حدس را بوجود مي اورد که برنامه مذکور باعث تحريک رشد دستگاه گوارش به ويژه چينه دان در سنين اوليه می شود کارهای Pinsa-Chov  بروری پرندگانی که هر دو روز يک بار تغذيه می شدند نيز افزايش چشمگيری را در اندازه چينه دان آنها نشان ميداد که درستی حدس فوق را تاييد می کند در ازمايش انجام شده مقدار دريافت غذا در هر ساعت در مقايسه با پرندگانی که در معرض نور دائم قرار داشتند به ميزان  50% افزايش يافت به علاوه پرندگان مجبور بودند که  85  تا  88% غذايی را که در مدت  24  ساعت مي خوردند در مدت  14  ساعت مصرف کنند در طی مدت دو ساعت پس از شروع روشنايی مقدار دريافت غذا تقريبا دو برابر پرندگانی بود که در معرض نور دائم قرار داشتند اين موضوع به خصوص وقتی واضحتر است که رفتارهای غذايی در طی يک ساعت پس از شروع روشنايی بررسی می گردند .

 

5- دريافت آب در ساعت اول پس از نوردهی

در دوره ای که زمان تاريکی  12  ساعت است بيست درصد آب مصرفی روزانه در ساعت اول پس از شروع روشنايی مصرف می گردد بعد از سنين  10  تا  20  روزگی دريافت غذا در ساعت اول متعاقب آغاز روشنايی ممکن است سه تا چهار برابر بيشتر از پرندگانی باشد که در معرض نور دائم قرار دارند .

 

6- رفتارهای غذايی پس از سه هفته

افزايش نور پس از  21  روز به ما  اين امکان را می دهد که فرصت بيشتری برا برای دريافت غذا فراهم نماييم تاجايی که ميتوانيم با زمان بيشتری که برای اين منظور در اختيار جوجه قرار می دهيم رفتارهای تغذيه ای را طی دو هفته اول توسعه داده و سود بيشتری ببريم . برای حفظ اين روند افزايش دريافت غذا ، رعايت دو نکته يعنی از يک طرف داشتن يک دوره تاريکی روزانه و از طرف ديگر کاهش دادن اين دوره به منظور تحريک اشتها و فراهم نمودن زمان بيشتر برای تغذيه مهم         می باشد . به همين علت برنامه نوردهی بايد براساس سن مورد نظر برای کشتاگله تنظيم گردد .

 

7- نتايج

رشد: از نظر وزنی کاهش مشاهده می شود که در حد فاصل روزهای  18  و  21  به حداکثر خود می رسد اين مقدار حدود  50  گرم است تاخير رشد ايجاد شد در حدود سن  32  روزگی جبران می شود . نتايج بدست آمده از مزارع مختلف نشان دهنده افزايش رشد در پرندگانی است که پس از  35  روزگی کشتار گاه فرستاده شده اند .

 

ضريب تبديل غذايی : اين مورد نيز تا حدودی بهبود می يابد که ناشی از کاهش احتياجات مربوط به نگهدای کاهش تلفات و کم شدن جوجه های مازاد و نيز بهتر شدن روند رشد در اواخر دوره پرورش می باشد

 

رفتارهای پرنده : پرندگانی که با استفاده از اين برنامه نوردهی پرورش می يابند بسيار فعالتر از انهايی هستند که به صورت طبيعی پرورش می يابند نسبت به حضور انسان حساستر می باشند و برای صعود به بلنديها مستعدتر هستند تغييرات رفتاری ، قابل توجه و مشابه تغييراتی است که در گله های مادر ديده می شوند .

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 11:19 توسط .... سهراب محمدی .... |


پیشنهادات قابل ارائه به شرح ذیل می باشد:

1-  بیش از ظرفیت سالن خود جوجه ریزی نکنید.

2- از تراشه چوب خشک برای بستر استفاده کنید و به ارتقاع بستر نیز توجه کنید ( 3 تا 7 سانتی متر باشد) به طوری که در زمستان بیشتر و در تابستان کمتر باشد.

3- حرارت سالن پرورش را طبق جدول هفتگی آن تنظیم کنید.

4 -  حتما" از تهویه مصنوعی و هواکش های برقی در مرغداری خود استفاده کنید.

5-   لامپ های آشیانه را هفته ای یکبار تمیز کنید زیرا در لامپ های کثیف تا بیش از 70 درصد از نورآنها کاهش یافته و نظام صحیح توزیع نور مختل می گردد.

6-  اگر مرغداری شما کوره لاشه سوز ندارد حداقل بایستی از چاه برای معدوم نمودن تلفات استفاده کرد. این چاه باید دور از لانه تهیه شود. به علاوه چند روز یکبار باید به مقدار کافی آهک یا ماده ضد عفونی کننده در چاه ریخت.

7- همیشه در تابستان آب خنک و در زمستان آب ولرم در اختیار جوجه ها قرار دهید.

8- قبل از احداث مرغداری چند نمونه آب منطقه را به آزمایشگاه ارسال و درصورت خوب بودن کیفیت آب منطقه نسبت به احداث مرغداری اقدام نمایید.

چند پیشنهاد برای واکسیناسیون صحیح :

الف : برای جلب جوجه ها به آب محتوی واکسن هرگز ویتامین و یا شکر اضافه نکنید.

ب : برای خنک کردن واکسن هرگز یخ را در داخل محلول واکسن نریزید چون امکان دارد مواد ضدعفونی کننده داشته باشد.

ج : بهتر است در ساعات خنکی هوا واکسیناسیون صورت گیرد.

د : از آبخوری های اتوماتیک استفاده نکنید.

ه : در تابستان یک ساعت و در زمستان دو ساعت به جوجه ها تشنگی بدهید.

و : واکسن حل شده در حلال مربوطه و یا آب مقطر خنک برای مدت کوتاه قابل مصرف است و پس از دو ساعت از ارزش آن کاسته شده و یا اینکه ارزش ندارد مگر اینکه سازنده واکسن دستور داده باشد.

10- هرگز از بسترهایی که تهیه شده از تراشه چوب تازه و حاوی پوست های درخت است، استفاده نکنید چون امکان آلودگی به آسپرژیلوس در انتخاب بستر دقت لازم را بعمل آورید و پس از پهن کردن آن از فرمالین پرمنگنات استفاده کنید.

11- در روزهای اولیه جوجه ریزی در صورتی که عادت به بسترخواری وجود داشته باشد می توان روی بستر کاغذ روزنامه پهن کرد تا این عادت در جوجه ها از بین برود.

12- درصورتی که جوجه ها بال های خود را باز کرده و در حال دهنک زدن در گوشه سالن ایستاده باشند دلیل بر گرمای بیش از حد سالن می باشد. در این موارد به فکر کاهش دمای سالن باشید.

13- اغلب مرغداران علاقمندند که تعداد بیش از حد استاندارد جوجه در سالن پرورش بریزند و سیاست آنها این است که تعدادی تلفات خواهیم داشت و جا وسیع خواهد گردید، بنابراین پیشنهاد می گردد، به هیچ وجه بیش از حد استاندارد در سالن خود جوجه نریزید.

14- اغلب اوقات در سیستم بسته برای کاهش عارضه همدیگر خواری از لامپ های قرمز استفاده می نمایند.

در سالن های بسته ای که از نور قرمز استفاده می کنند هرگز نور قرمز را به نور سفید تبدیل ننمایند چون طیور ظرف چند دقیقه مبتلا به کانی بالیسم خواهند شد.

15- لامپ ها را در تمام سطح سالن با فاصله مساوی 5/1 برابر ارتفاع لامپ از سطحی که طیور در آن قرار گرفته اند نصب نمایید.

16- در سالن های با سیستم باز باید از آویزان نمودن لامپ توسط سیم خودداری بعمل آید.

17- از لامپ های با قدرت حداکثر 60 وات استفاده نمایید و نحوه قرار گرفتن لامپ ها باید به گونه ای باشد که شدت روشنایی در تمام سطح سالن یکنواخت باشد.

18- وجود نیترات یا نیتریت در آب نشانگر نفوذ فضولات یا کودهای حیوانی به داخل جریان آب می باشد.

19- سعی کنید همیشه آب در اختیار جوجه ها باشد.

20- با توجه به جهت بادهای وزنده به استان تهران بهترین جهت برای بنای سالن مرغداری با سیستم باز، در این استان جهت جنوبی و یا جنوب شرقی می باشد.

21- پنجره های سالن پرورش باید به شکل کتابی باز شوند تا جریان هوا به طور مستقیم به گله برخورد نکند.

22- در هفته اول جوجه ریزی به دلیل خشک بودن بستر و عدم تولید گاز احتیاج به روشن کردن هواکش نیست لیکن به تدریج که سن جوجه ها بالا می رود با باز کردن کامل پنجره ها و روشن کردن هواکش ها ، هوای داخل سالن را تنظیم نموده و از ایجاد گاز و گرد و خاک جلوگیری نمایید.

 

منبع :

بررسی مدیریت پرورش طیور گوشتی

 در استان تهران

دکتر مهدی ذوالفقار سنجابی 

 بررسی مدیریت پرورش طیور گوشتی در استان تهران. استاد راهنما: الکساندر آواک . اساتید مشاور: روحانی کارگر، عباس توسلی. پایان نامه ( دکترای عمومی )، 95ص ، 30 م ، دانشگاه آزاد اسلامی کرج ، دانشکده دامپزشکی ، 1374 .

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/30 ساعت 11:3 توسط .... سهراب محمدی .... |


سطح درآمد یک واحد گاوداری بستگی به میزان تولید و هزینه های آن دارد که از این میان خوراک مصرفی با حدود 65-60 درصد بیشترین نسبت هزینه هارا به خود اختصاص می دهد. بنابراین هر چقدر گاوهایی با ظرفیت های تولیدی بیشتری نگهداری شده و زمینه ی بروز توانایی های آنها نیز مساعد گردیده و هزینه های غذایی کاهش یابد حرفه ی گاوداری از سود آوری بیشتری برخوردار خواهد بود .

مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی كه آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند که با کاربرد علمی این برنامه ها در مزارع دامپروری و با سود آورنمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها كه زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند . مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نکات ریزی   می دانند که اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند . در ذیل به تعدادی از آنها که می توانند در زمینه ی تغذیه کاربردی گاوهای شیری مفید و سودمند باشند كه اشاره  می شود :

 

نکات عمومی در تغذیه گاوهای شیری :

 

1- گاوها را بر اساس مرحله ی شیرواری یا میزان تولید كه دسته بندی نموده و و بر اساس نیازهایشان تغذیه نمایند .

2-  در طول سال از برنامه ی تغذیه ای که اقتصادی و متعادل شده باشد و بتواند نیازهای حیوان را برآورده نماید استفاده کنید .

3-  جهت مصرف حداکثر میزان خوراک اختصاصی كه خوش خوراکی جیره مد نظر بوده و برای این منظور از اقلام خوراکی متنوع و با کیفیت خوب استفاده نمایید .

4- دستگاه گوارش گاوها از قسمت های بسیار فعال بدن هستند برای کار بهتر این دستگاه از دادن مواد معین غافل نباشید .

5-  دفعات خوراکی دادن به گاوها را تنظیم نموده و مطابق برنامه عمل نمایید .

6- گاوها علاقه خاصی به استفاده از علوفه های تازه و آب دار دارند كه در صورت در دسترس و ارزان بودن در تغذیه ی آن را به کار ببرید .

7- ترکیبات مواد مغذی اقلام خوراکی متنوع و متغییر است . با آنالیز آزمایشگاهی آنها از اجزای مواد مغذی جیره ی فرموله شده اطمینان حاصل نمایید .

8- آب تمیز كه سالم و گوارا به صورتی دائمی در اختیار گاوها قرار دهید

 

9- شرایط محیطی مناسبی به خصوص در فصول تابستان و زمستان برای گاوها فراهم نمایید .

10- هر گونه تغییری در جیره ی غذایی را به تدریج به انجام برسانید .

11- از جیره های مخلوط استفاده کنید (کنسانتره –علوفه )

12- ضمن خشبی بودن علوفه ی مصرفی كه قلعه های خرد شده علوفه ریز باشد .

13- تدابیر لازم جهت به حد اقل رسانیدن تلفات خوراک را به عمل آورید .

14- جهت اطمینان از میزان کافی خوراک مصرفی در جیره  حد اطمینان را مد نظر بگیرید .

15- ضمن اختصاص دادن گارگران دلسوز و وظیفه شناس جهت رسیدگی به تغذیه گاوها  کارگران این بخش را به دفعات عوض نکنید .

16- تغذیه از موارد بودار را در 5/0 تا 2 ساعت قبل از شیر دوشی یا بعد از شیر دوشی به انجام رسانید

17- علوفه را به مدت طولانی ذخیره ننموده و در موقع مصرف از عدم وجود کپک و قارچ زدگی و اجسام خارجی مطمئن شوید .

18- برای مقابله با عوارض مصرف جسم خارجی احتمالی مگنت یا آهن ربا به حیوان بخورانید .

19- برنامه ی مبارزه با انگل ها به خصوص انگلهای دستگاه گوارش را با جدیت پی گیری کنید .

20- در موقع استفاده از جیره های حاوی ذرات ریز یا آردی به منظور بازده بهتر خوراک مصرفی و جلوگیری از ضایعات تنفسی از مواد خیس کننده و چسباننده نظیر چربی یا ملاس استفاده کنید .

 

تغذیه ی دوره ای گاوهای شیری :

تغذیه ی دوره ای یا مرحله ای عبارتست از طراحی برنامه های تغذیه ای گاوها براساس میزان تولید – مصرف غذا – تغییر وزن بدن و زایمان .

ترتیب تولید در گاوهای شیری به صورت زیر می باشد :

1- دوره ی اوج شیر دهی

2- دوره ی افزایش اندوخته های بدن (افزایش وزن ) .   5و4- دوره ی خشک (2 ماه پایانی آبستنی )

 

بر اساس پنج مرحله تولید حیوان به شرح زیر می باشد :

1-      از هنگام زایمان تا 80 روز بعد از آن

2-      80 تا 200 روز بعد از زایمان

3-      200 تا 305 روز بعد از زایمان

4-      45 تا 60 روز قبل از زایمان

5-      گروه گاوهای که دوره خشکی آنها رو به اتمام است با توجه به این مراحل برنامه های تغذیه ای اختصاصی جهت تولید بیشتر و نگهداری سالم گاوهای شیری اعمال می گردد :

1-      برنامه های تغذیه ای در مرحله اول تولید :

پس از زایش تولید شیر به سرعت افزایش می یابد و در 6 تا 8 هفته به بیشترین مقدار می رسد اما مصرف غذا نسبت به نیازهای تولیدافزایش نمی یابد به گونه ای که بیشترین مقدار مصرف ماده ی خشک 12 تا 15 هفته پس از زایش خواهد بود از این رو بیشترین ماده گاوهای شیرده برای 8 تا 10 هفته در حالت تعادل منفی انرژی خواهند بود . گاوهای پر شیر احتمالاً تا هفته ی بیستم و یا بیشتر در تعادل منفی انرژی خواهند بود .

گاو شیر ده کمبود انرژی دریافتی برای تولید شیر را از اندوخته های بدن تامین کرده و در این دوره از وزن آن کاسته می شود  دوران بحرانی تغذیه ی گاوهای شیر ده از زمان زایش تا اوج شیر دهی است . هر کیلوگرم افزایش شیر در این دوره  200 کیلوگرم شیر بیشتر در کل دوره ی شیر دهی را در پی خواهد داشت .

در این دوره رعایت نکات ذیل ضروری است :

-          از تغییرات ناگهانی و سریع جیره که موجب ناراحتی های گوارشی می شود خود داری نموده و تغییرات تدریجی را دست کم دو هفته پیش از زایش آغاز نمایید .

-          از افزایش کنسانتره تا موقع برطرف شدن تنش های مربوطه به زایش خودداری نموده و سطح آن را در حدی نگهدارید که گاو شیر ده با دریافت حداقل مقدار ADF (18 تا 19 درصد ) ضمن بر خورداری از سلامتی دستگاه گوارش شیر با کیفیتی نیز تولید کند . میزان مصرف کنسانتره نباید بیش از 5/2 درصد وزن بدن باشد . تعداد دفعات تغذیه ای کنسانتره باید افزایش یافته و هر بار با مقدار اندکی کنسانتره تغذیه شود .

-          دقت کافی در مورد تامین مواد مورد نیاز گاو     شیر ده و نسبت صحیح آن با انرژی که میزان قابل توجهی از آن از اندوخته های چربی بدن تامین می شود اعمال نمایید در این مرحله از مواد ازته ی غیر پروتیینی با تجزیه ی کم در شکمبه استفاده کنید .

-          با استفاده از علوفه های مرغوب و باکیفیت خوب و عوامل اشتها آورمصرف ماده ی خشک را افزایش دهید .

-          سعی کنید علوفه های مورد تغذیه به قطعات ریز خرد نشوند و در صورت الزام از چنین علوفه هایی برای حفظ تعادل PH   شکمبه و کاهش اسیدوز و دیگر ناراحتی های گوارشی بافرهای شیمیایی نظیر بی کربنات سدیم استفاده کنید .

-          عوامل استرس زا نظیر واکسیناسیون سم چینی حمام ضد کنه و..... را به بعد از سپری شدن اوج شیر دهی موکول کنید .

-          استفاده از مکمل نیاسین که ممکن است از دوره ی خشک آغاز شده باید برای گاوهای پر شیر ادامه یابد در این حالت مصرف غذا احتمالاً بیشتر و احتمال بروز کنیوز کمتر خواهد بود .

-          با تغذیه ازمکمل های پر انرژی نظیر چربی و ملاس مصرف انرژی را بالا ببرید .

 

2-               مدیریت تغذیه ای در مرحله دوم شیر دهی :

 

در این دوره گاو مرحله حساس پیک (peak) با حداکثر تولید را سپری کرده و واکنش های حیوان به حالت عادی برگشته و می تواند در صورت برخورداری از جیره ی متوازن توانایی های تولیدی خویش را بروز دهد . در این مرحله مدیریت گاوداری گاوهای مورد نظر را از لحاظ وضعیت بدنی بررسی نموده و در صورت برخورد با موارد غیر عادی نظیر رشد بی رویه گاوها و یا لاغری بیش از حد آنها درصدد اصلاح جیره بر آیید .

 

3-               مدیریت تغذیه ای در مرحله آخر شیر دهی :

 

مدیریت تغذیه ای گاوهای شیرده در این مرحله آسان تر از مراحل دیگر است زیرا در این مرحله  مصرف مواد غذایی بیشتر از نیازهای تولید شیر بوده تولید شیر رو به کاهش است .

نکاتی که مد نظر مدیریت گاوداری باید باشد عبارتند از:

-          کاهش وزن ایجاد شده در آغاز دوره ی شیر دهی باید به گونه ای جبران شود که گاودر آغاز دوره ی خشک  از وزن مناسبی برخوردار باشد .

-          حداکثر کوشش در رابطه با تداوم شیر دهی در حد امکان به عمل آید .

-          تلیسه های جوان نیازهای ویژه ای برای رشد دارند . بنابر این برای ایجاد رشد در تلیسه 2 ساله 20 درصد و برای تلیسه های 3 ساله 10 درصد از مواد غذایی بیشتر از تعداد مورد نیاز برای نگهداری منظور شود .

-          با توجه به تقاضای کم مواد مغذی  می توان نسبت علوفه به کنسانتره را افزایش داده و با استفاده  از ترکیبات ازت دار غیر پروتئینی هزینه های غذایی را کاهش داد .

-          جهت خشک کردن گاوها در پایان این مرحله میتوان غذا و آب مصرفی را محدود نمود .

 

4-               مدیریت تغذیه ای گاوهای خشک :

 

به منظور آماده سازی گاو برای شیر دهی بعدی باید یک دوره ی خشک در نظر گرفته شود . با در نظر گرفتن یک دوره ی خشک 60 روزه تولید شیردهی بعد برای بیشتر ماده گاوها بهینه خواهد بود . .اگر دوره ی خشک کمتر از 40 روز باشد بافت پستان زمان کافی برای بازسازی نداشته و در نتیجه تولید شیر در شیر دهی ایده آل نخواهد بود . اگر دوره ی خشک  بیش از 70 روز باشد گاوبیش از اندازه چاق می شود درحالی که تولید شیر در شیر دهی بعد بیشتر نبوده و دشواری چاقی نیز در پی خواهد آمد . گفته می شود که بازدهی مصرف انرژی برای بافت سازی به هنگام شیر دهی بیشتر از دوره ی خشک است از این رو باید کوشش کرد که کاهش وزن گاو در هفته های پایانی شیر دهی جبران گردد . بدین ترتیب افزایش وزن ماده گاو در دوره خشک بیشتر مربوط به رشد جنین خواهد بود .

مواردی که در این مرحله در زمینه تغذیه ی گاوها در نظر می باشند عبارتند از :

-          مصرف کلسیم باید به کمتر از 100 گرم در روز محدود شود و هم زمان فسفر کافی در اختیار گاو ها قرار گیرد ( 35 تا 40 گرم فسفر در روز برای نژادهای بزرگ) کلسیم بیشتر به ویژه اگر جیره از نظر فسفر کمبود داشته باشد احتمال بروز تب شیر را افزایش خواهد داد .

-          اگر علوفه کمبود سلنیوم دارد باید روزانه 3 تا 5 میلی گرم سلنیوم به علوفه اضافه کرد . اگر مصرف ویتامین E در خوراک زیاد نباشد موجب جفت ماندگی می شود .

-          از تغذیه ی زیاد مواد معدنی باید خودداری کرد   (به ویژه مخلوط بافر های نمک های سدیم ) و مصرف نمک طعام را باید به حداکثر 28 گرم در روز محدود نمود .

مصرف زیاد نمک موجب نگهداری آب در بدن و ایجاد خیز یا ادم در برخی گاوها به ویژه تلیسه های شکم اول می شود .

                      منبع : مجله مزرعه شماره 72

                                تهیه کننده : مهندس علی نوبخت

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/27 ساعت 20:2 توسط .... سهراب محمدی .... |


Vitamin Needs of Dairy Cattle 1

Barney Harris, Jr.2

The vitamins can be divided into two major groups: fat soluble and water soluble. The descriptive terms simply mean that solvents are used to extract certain vitamins whereas others are soluble in water. The fat soluble vitamins are stored in the fat or lipid portion of the feed and include vitamins A, D, E and K. The water soluble vitamins include all the B vitamins and vitamin C.

The new, 1988 National Research Council (NRC) nutrient guidelines for dairy cattle show a requirement for vitamins A, D, and E. These recommendations as listed below in Table 1 show that a cow consuming 40 lbs. of dry matter (DM) daily would be receiving 58,000 to 72,800 international units (IU) of vitamin A.

Vitamin A

All animals require a dietary source of vitamin A. The vitamin does not occur as vitamin A in grasses or legumes but rather as its precursor carotene. Carotene or provitamin A is transformed into vitamin A in the animal's body. The conversion occurs either in the intestinal wall or liver of the animal.

Vitamin A and carotene are rapidly destroyed by oxygen in the air. Exposure to light, high temperatures, rancid fats, and moisture have also been proven to hasten destruction. Various minerals, such as iron, copper, iodine, and manganese, act as powerful catalysts or "accelerators" in the destruction of carotene and vitamin A.

Further complications are introduced by widespread use of pelleting, crumbling, and cubing operations in recent years. The high pressures, temperatures, and steaming involved provide additional stress upon many micro-ingredients. In mineral concentrates, many vitamin A sources are destroyed in a matter of days.

One of the more important roles of vitamin A in the body is maintaining healthy tissues - the integrity of epithelial tissues. In the young calf, deficiency symptoms usually start with watery eyes; mild symptoms of respiratory problems such as nasal discharges, often accompanied by a cough; and scours or diarrhea. If this condition is allowed to persist, pneumonia usually follows. Night blindness is a common symptom of vitamin A deficiency and may be observed when animals are moved about in a dim light. A lack of vitamin A reduces the animal's protection against invading organisms, making animals more susceptible to infections. Increased infections in the reproductive tract would quickly lead to reduced breeding efficiency.

One role of vitamin A is in the physiological mechanisms of vision. A deficiency of vitamin A, in terms of the needs for the resynthesis of visual purple, results in night blindness ( Figure 1 ). The deficiency first manifests itself as a slow dark adaptation and progresses to total night blindness.

Figure 1.

Many factors affect the efficiency of absorption and utilization of vitamin A and carotene. Some of the factors that are thought to affect the utilization are: 1) free nitrates in feedstuffs, 2) inadequate protein level in the ration, 3) any stress condition, 4) high temperatures or hot climates, 5) the use of old corn or other stored grains, 6) long periods of storage, 7) low level of phosphorus in ration, and 8) interrelationships of vitamin A and carotene with other nutrients that may increase or decrease utilization. It has recently been reported that zinc is necessary to maintain normal concentrations of vitamin A in the plasma. By using animals deficient in both zinc and vitamin A, it was demonstrated that zinc is necessary for the normal mobilization of vitamin A from the liver.

Research shows that one mg. of carotene is equivalent to 400 USP (IU) units of vitamin A for ruminants. The 1988 NRC shows that a 1400-pound dairy cow consuming 40 lbs of dry matter daily needs about 65,000 USP units of vitamin A. Florida dairymen and feed men are encouraged to add 5 to 6 million units of vitamin A per ton of feed. About twice this level is recommended during the hot summer months, since under stress conditions more vitamin A is needed.

Vitamin D

The importance of vitamin D in the cure of rickets and for efficient utilization of calcium and phosphorus has been recognized for many years. Its principal actions are to increase the absorption of calcium and phosphorus from the intestine, and to aid in controlling the rate of accretion and resorption of minerals in bone. Also, vitamin D influences the handling of phosphate by the kidney. There are two sterol compounds - D2 (activated ergosterol or ergocalciferol) and D3 (activated 7-dehydrocholesterol or cholecalciferol) - that are the major sources of vitamin D. Provitamin D3 is the form found in nature in the fish liver oils, and D2 occurs in the plant kingdom. Man and other mammals can synthesize vitamin D3 in the body from the exposure of provitamin in the skin to sunlight as shown in Figure 2 .

Figure 2.

It is well understood that vitamin D is needed for the normal calcification of the growing bone. The exact level needed, however, varies some with the mineral composition of the ration. Less vitamin D is needed when the level of calcium and phosphorus is optimum. Most work has demonstrated an optimum ratio of calcium to phosphorus to be between 1.3:1.0 to 2:1. Recent attempts at Kansas State University have been made to measure the influences of calcium intake and vitamin D supplementation on reproductive performance of dairy cattle. In all studies, the phosphorus level was reported to be adequate. Results of the studies suggested that vitamin D supplementation favorably influenced the intensity of expression of estrus (heat). The experimental cows showed estrus 16 days earlier and conceived on an average of 37 days sooner. Services per pregnancy and milk production were similar for both groups.

The new 1988 NRC guidelines recommend the addition of vitamin D to dairy cattle rations at the level of 450 units per pound of dry matter. Therefore, a 1400-pound cow consuming 40 pounds of dry matter daily would need about 18,000 units of vitamin D.

Vitamin E

Compounds having vitamin E activity are known chemically as tocopherols. The word tocopherol is derived from the Greek words tokos (childbirth) and pherein (to bear). While early work showed a requirement for vitamin E in the reproduction of laboratory animals, there is no reliable evidence that vitamin E is necessary for fertility in humans. The signs of vitamin E deficiency in humans are muscular weakness, creatinuria, and fragile erythrocytes (red blood cells).

Vitamin E has long been recognized as a natural biological antioxidant. Vitamin E appears to be the first line of defense against peroxidation (oxidation by peroxides) and is important for maintaining low tissue concentrations of peroxides, which if allowed to amass or accumulate in cells can severely damage the cell and tissues. Peroxides are continuously produced in tissues as oxygen is metabolized and, as such, must have a means of being removed. Vitamin E is a very efficient scavenger of free radicals such as peroxides in tissues.

In recent years, vitamin E and selenium have been frequently discussed together because of their close relationship. Selenium spares vitamin E or reduces the requirements for vitamin E. Likewise, vitamin E appears to reduce the requirements for selenium.

The most widely recognized vitamin E deficiency disorder in calves is nutritional muscular dystrophy or white muscle disease. Symptoms observed include weakness of leg muscle, difficulty in standing, trembling after standing, and a wobbly, staggering gait. The condition is prevented by the addition of either vitamin E or selenium to the calf's diet. For young calves, vitamin E requirements are estimated to range from 30 to 130 IU of vitamin E/lb of dry diet.

Vitamin E plays an important role in the functioning of the immune system. Research with dairy calves at Kansas State University showed that supplementation with vitamin E enhanced humoral immune response, thereby giving the calf more resistance to stress-related problems. Stress factors frequently encountered by calves include changes in routine, weather, dehorning, vaccinations, flies, and diseases. Supplemental vitamin E would give the calf more resistance to the ill effects caused by the above stress factors on the immune system.

Vitamin E and selenium have been used successfully in combination to reduce the incidence of retained placenta, metritis (uterine infection), and cystic ovaries in herds having low levels of these nutrients. Herds having such problems are frequently injected with a vitamin E-selenium compound containing 680 units of vitamin E and 50 mg. of selenium as selenite about three weeks prior to calving. Since other factors are related to retained placenta, such as reproductive diseases and stress conditions, added vitamin E and selenium may not always be helpful in correcting a problem. Diseases should be eliminated by developing a good herd health program. The 1988 NRC recommendations in the nutrient requirements of dairy cattle are 0.3 ppm selenium in the total ration dry matter and 7 IU of vitamin E per lb of dry matter (DM) intake. A Holstein cow consuming 40 lbs of DM daily would receive 280 IU of vitamin E.

Recent research at Ohio State University shows that vitamin E and selenium may help reduce the incidence and duration of mastitis outbreaks. These researchers reported that supplementation with vitamin E in the feed for cows in late gestation reduced the incidence of mastitis by 37%, and the injection of selenium and feeding of vitamin E reduced the duration of mastitis by 41%. The above study is the first research to indicate an improvement in the natural resistance of the cow to new cases of mastitis through better nutrition. ( Table 2 )

Selenium and vitamin E are two feed nutrients that complement each other in their action, and may be useful to your herd. Carefully evaluate your dairy ration and situation to determine:

  1. Is your dairy ration low in selenium or vitamin E? Selenium - forage test is necessary. Vitamin E - high level of fermented silages with little or no fresh forage or hays may result in low vitamin E intake.
  2. Do you have a high level of retained placenta or mastitis which cannot be improved by other management factors?
  3. Is there a high level of mastitis or somatic cells, in spite of rigorous mastitis treatment, teat dipping, a clean environment, and proper milking machine function?

Supplementation may be useful in case of inadequacies. The 1988 NRC recommends 0.3 ppm selenium and 200 to 300 IU of vitamin E daily per cow. Feeding high levels of vitamin E (400 to 1000 lU/cow/day) has been helpful in reducing the incidence of oxidized flavor in milk, but the cost is high because the efficiency ofvitamin E transfer into milk is less than 2%.

Feeding cows differently during the prepartum period (last 3-6 weeks of dry period) has become more popular in recent months due to the advantages obtained in herd health and production performance. Adding 800 to 1000 IU of vitamin E and 3 mg. of selenium daily per cow during the prepartum period has been demonstrated as an effective means in reducing retained placentas, incidence of mastitis and improved reproductive performance.

Vitamin K

Vitamin K activity is essential for all species for the maintenance of normal blood coagulation. The best known function of K is in the formation of prothrombin, which is essential for normal clotting of the blood.

Dietary vitamin K deficiency is not likely to occur, since the vitamin is fairly well distributed in feeds and has been shown to be synthesized in the rumen and intestine.

B Vitamins

Since B vitamins are synthesized by microflora in the rumen, as well as being relatively abundant in ordinary feeds, they have been of less concern in the nutrition of dairy cattle. The vitamins of the B complex are thiamine (B1), Riboflavin(B2), Niacin, Pyridoxine (B6), Pantothenic acid, Biotin, Folic acid, Choline, and vitamin B12.

Until recently it was thought that the B vitamins were needed only with simple-stomached animals. Most nutritionists believed that microbial synthesis in the rumen would provide all the B-complex vitamins needed by ruminants. In recent findings, research has shown a beneficial effect from niacin supplementation for ruminants under certain situations.

Niacin was isolated in 1937 and demonstrated to be effective in curing black tongue in dogs and pellagra in man. In the 1940s, it was discovered that the amino acid tryptophan could be converted in the body to niacin in most animals. It is not known how much tryptophan is converted to niacin in the ruminant animal by rumen microorganisms, but they are known to synthesize some niacin.

Niacin, sometimes called nicotinic acid, is the vitamin component in two important coenzymes called NAD (nicotinamide adenine dinucleotide) and NADP (nicotinamide adenine dinucleotide phosphate). The coenzymes NAD and NADP are concerned with carbohydrate, fat, and protein metabolism systems for all animals.

A number of studies have shown a slight advantage in milk production in very early lactation (first two months) with the supplementation of 6 grams of niacin daily per cow. In a California study, niacin-fed cows had a non-significant advantage in milk production the first two months, but a significant advantage in fat percent. In both cases, the advantages were lost in the third month.

Pennsylvania State University researchers ( JDS 69:69:1416) used five herds with 240 cows to determine the response to feeding 6 grams/day of supplemental niacin during the summer months. Diets consisted of corn silage, hay crop silage, hay, or pasture as the forage and concentrate. Cows producing 75 lbs. milk produced 5.2 lbs. more milk with supplemental niacin. Overall results are shown in Table 3 .

The influence of niacin supplementation on milk yield and composition in early lactation has been inconsistent and frequently not significant. Limited studies tend to suggest a response in milk production and/or fat percent to niacin supplementation in early lactation when natural protein is fed and cows are in above-average body condition.

Symptoms of individual B vitamins have been developed and identified in young calves fed purified and semipurified diets. However, specific requirements have not been established, and the best recommendations available to date are those levels commonly used under which deficiencies have not developed.

Since the mineral cobalt is an integral part of the vitamin B12 molecule, a deficiency of cobalt would naturally lead to a deficiency of vitamin B12. A deficiency of cobalt and vitamin B12 will result in anemia.

Vitamin C

A dietary need of ascorbic acid or vitamin C is limited to man, the guinea pig, and the monkey. Other animals are able to synthesize vitamin C within their bodies. Ascorbic acid need not be added to dairy cattle rations.

Tables

Table 1.

Table 1.
Vitamins
Level Suggested
A (IU/lb DM intake)
1450-1820
D (IU/lb DM intake)
450
E (IU/lb DM intake)
7

Table 2.

Table 2. Effect of vitamin E and selenium supplementation on incidence of clinical mastitis during lactation.
Treatment
Cows
Quarters (n)
Clinical Cases
E + Se
21
84
22
E
20
80
21
Se
19
76
27
Control
20
80
33
70 % of isolates were coliform bacteria and species of streptococci other than S. Agalactiae. JDS 67:1293.

Table 3.

Table 3. The effect of niacin supplementation on milk yield and composition.

Milk (lb)
Fat (%)
Protein (%)
FCM* (lb)
Control
53.9
3.72
3.35
51.7
Niacin
55.9
3.70
3.34
53.5
* Fat corrected milk.


Footnotes

1. This document is DS27, one of a series of the Animal Science Department, Florida Cooperative Extension Service, Institute of Food and Agricultural Sciences, University of Florida. Original publication date June 1991. Reviewed June 2003. Visit the EDIS Web Site at http://edis.ifas.ufl.edu.

2. Barney Harris, Jr., professor, extension dairy specialist, Department of Dairy Science, Cooperative Extension Service, Institute of Food and Agricultural Sciences, University of Florida, Gainesville, 32611.

The Institute of Food and Agricultural Sciences (IFAS) is an Equal Opportunity Institution authorized to provide research, educational information and other services only to individuals and institutions that function with non-discrimination with respect to race, creed, color, religion, age, disability, sex, sexual orientation, marital status, national origin, political opinions or affiliations. For more information on obtaining other extension publications, contact your county Cooperative Extension service.

U.S. Department of Agriculture, Cooperative Extension Service, University of Florida, IFAS, Florida A. & M. University Cooperative Extension Program, and Boards of County Commissioners Cooperating. Larry Arrington, Dean.



Copyright Information

This document is copyrighted by the University of Florida, Institute of Food and Agricultural Sciences (UF/IFAS) for the people of the State of Florida. UF/IFAS retains all rights under all conventions, but permits free reproduction by all agents and offices of the Cooperative Extension Service and the people of the State of Florida. Permission is granted to others to use these materials in part or in full for educational purposes, provided that full credit is given to the UF/IFAS, citing the publication, its source, and date of publication.


لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/26 ساعت 9:21 توسط .... سهراب محمدی .... |


با توجه به اهمیت موضوع تغذیه و منابع خوراکی در توسعه دامپروری ، شناسایی ارزش غذایی و تولیدی انواع خوراکها ضرورتی اجتناب نا پذیر به شمار می رود. اقتصادی بودن تولیدات دامی به طور عمده تابع نوع خوراک ، تعادل جیره های غذایی و بازده غذایی می باشد . با توجه به رشد روز افزون جمعیت و محدودیت در افزایش کمیت دام تنها راهی که پیش روی ما قرار می گیرد ، افزایش کیفیت و توان نولیدی دام ها است و افزایش در تولید میسر نمی شود مگر از طریق شناسایی نیازهای دام و تهیه جیره های مناسب و متناسب با این نیاز .

از آنجا که دامپروری و دامداری یک کار کاملاَ اقتصادی است و از آنجا که حدود 70% هزینه های یک دامداری صرف تهیه خوراک برای دام می شود بنابراین هر گونه تجدید نظر و پیشرفتی در این زمینه تاثیر مستقیم در افزایش بازده دارد . غذای اولیه و پایه دام علوفه است و تمام تلاش ها برای حذف این قسمت و دادن خوراکی کاملاَ انرژی زا به دام تا به امروز بی نتیجه مانده است . مساله اساسی و مهم که در بخش علوم دام مطرح می شود قسمت الیاف خام می باشد که به اجزای کوچکتر نظیر NDF , ADF  تقسیم شده است و امروزه به بخش های ریزتر و ظریف تر نظیر قابلیت هضم و قابلیت تخمیر فیبر جیره بیشتر از دیگر مسائل  تغذیه ای توجه شده است . در اینجا لازم است تا در مورد الیاف خام بیشتر صحبت شود.

منظور از الیاف خام چیست ؟ الیاف یا بخش ساختمانی عبارتند از بخش های تشکیل دهند ه دیواره سلول که قابلیت هضم کمی دارند و در گونه های تک معده ای قابلیت هضم ندارند اما در نشخوارکتتدگان بواسطه حضور میکروارگانیسم های موجود در شکمبه که به عنوان یک شبکه تخمیر عمل می کنند قابلیت هضم از متوسط تا بالایی با توجه به کیفیت و مرغوبیت دارند .

مصرف مقدار کافی الیاف و مواد خشبی برای تولید طبیعی و سلامتی گاوهای شیری ضروری است . از طرفی وجود مقادیر زیادی الیاف ، DMI و در ادامه بازده میکروبی و تولید شیر را محدود می کند. پس ما به یک میزان کمینه و حداقل الیاف نیاز داریم تا سلامت حیوان ، میزان و درصد چربی ، مصرف ماده خشک ، مصرف انرژی و تولید شیر در حداکثر باشد . این مقدار موثر و کمینه الیاف خام قسمتی است که نشخوار ، میزان عبور غذا از شکمبه ، ترشح بزاق ، تولید استات شکمبه ای و درصد چربی را تحریک می کند.

روش های تجزیه الیاف عبارتند از :

الف ) روش تجزیه تقریبی

ب ) روش ون سوست

ج ) روش تعیین عناصر معدنی

در روش تجزیه تقریبی که شامل تعیین رطوبت ، خاکستر ، چروتئین خام ، چربی خام یا عصاره اتری ، الیاف خام و عصاره های عاری از ازت ( NFE ) است ، دارای اشکالاتی است از جمله این که مقادیر به دست آمده برای الیاف خام ار تکرار پذیری پایین برخوردار است . روش اخیر جوابگوی گاوهای پر تولید نبود و پیین بودن تکرار پذیری باعث شد تا ون سوست روش تازه ای ابداع کند که مشکل را تا اندازه ای حل می کرد و قسمت الیاف خام را به اجزای کوچکتر تقسیم می کرد. روش ون سوست بر پایه الیاف خام بنا شده و هدف آن بیشتر تجزیه این قسمت است . در روش ون سوست ، نمونه مورد نظر به مدت یک ساعت در محلول شوینده خنثی ( ND ) جوشانده می شود . مواد نامحلول در شوینده خنثی که دیواره سلولی ( NDF ) نامیده می شود باقی می ماند . این قسمت شامل ترکیبات اصلی دیواره سلولی نظیر سلولز ، همی سلولز و لگنین می باشد . در عصاره گیری با شوینده اسیدی ، نمونه ها به مدت یک ساعت در محلول حاوی استیل تری متیل آمونیوم بروماید در حضور اسید سولفوریک جوشانده می شود . مواد نامحلول باقی مانده در شوینده اسیدی شامل سلولز و لگنین ( ADF ) می باشد.  روش ون سوست باعث شد تکرار پذیری نتایج افزایش یابد که البته این روش اشکالات و ن واقصی هم داشت . این نواقص هنگامی بروز کرد که توان تولیدی گاوها بیش از پیش افزایش یافت و تنظیم جیره های مناسب مشکل تر شد یعنی جیره های که هم تامین کننده حداقل میزان علوفه باشد و از طرفی تمام نیاز های دیگر را بپوشاند و این نیاز ها روی استاندارد کردن روش ارزیابی NDF  بیش از پیش تایید کردند .

نکته دیگری که در اینجا لازم به ذکر است اشاره به روش ( in sacco ) می باشد. در این روش گه جهت تعیین قابلیت هضم استفاده می شود ، محیطی شبیه به شکمبه در کیسه ای ایجاد می کنند که نمونه مورد نظر را به مدت 24 در این کیسه نگهداری می کنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم  ماده مورد نظر را تعیین می کنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم ماده مورد نظر را تعیین می کنند . در واقع این روش نوعی روش آزمایشگاهی برای تعیین قابلیت هضم است . عقیده کلی بر این است که گاوهای شیری ماکزیمم مصرف برای NDF   صرف نظر از منبه آن دارند که به عنوان یک اصل پذیرفته شده است . اگر چه بعضی از پژوهش ها آن را تایید نمی کنند . به عنوان مثال COMBOS   (1992)   9 آزمایش منتشر شده را بازبینی کرد و نتیجه گرفت که اصولاَ به ازای هر 1 درصد افزایش در NDF جیره به طور خطی 44/0 کیلوگرم از تولید شیر ( تصحیح شده با شیر 4 درصد چربی ) کاهش یافت زیرا مصرف NDF   به همان نسبت که مقدار آن را در TMR بالا رفته بود ، افزایش یافته بود .

گزارش Robinson McQeen (1990) نشان داد که گاوهای شیری که به صورت TMR تغذیه شده اند با نسبت های متنوع یونجه سیلو شده و جو ( به عنوان کنستانتره )  به ازای 1 درصد افزایش NDF جیره ، کاهش تولید شیری برابر 43/0 کیلوگرم داشتند. این توافق نتایج که که مستقل از هم تنظیم شده بود ، پیشنهاد کرد که به همان مقدار NDF جیره از 25 درصد جیره به 40 درصد ماده خشک جیره افزایش می یابد میزان مصرف NDF  در روز به صورت منحنی های نا مشخص افزایش پیدا می کند . با وجود این از مدتها قبل نشان داده شده است که مصرف بالای علوفه توسط گاوها به علت حجیم بودن جیره باعث محدودیت مصرف NDF می شود.

Marten  (1983) پیشنهاد کرد که NDF می تواند به عنوان شاخص حجم علوفه یا ظرفیت پر شدن شکمبه جهت پیش بینی حداکثر پتانسیل مصرف علوفه ها استفاده شود. این امر پیشنهاد کرد که جیره حاوی 35 درصد NDF می تواند حداکثر ماده خشک را تحریک کند و با مصرف جیره های دارای NDF بالاتر با پر شدن شکمبه این تحریک محدود می شود و با مصرف جیره های دارای NDF پایین تر نیازمندی های انرزی حیوان باعث محدودیت می شود.

Marten  (1987) بعداَ این نظریه را گسترش داد . با طرح این موضوع که مطلوب ترین مقدار مصرف NDF جیره برابر 1/1 درصد وزن بدن گاوهای چند شکم زاییده است . با توجه به این مطلب که مصرف در ابتدا به فضاهای قابل دسترس در شکمبه پاسخ می دهد ، بعید به نظر می رسد که NDF دارای قابلیت تخمیر سریع یا کند اثر یکسانی بر روی مصرف داشته باشد.

در سال 1989 Williams و همکارانش اختلافات در میزان قابلیت تخمیر NDF منابع غذایی مختلف را شرح دادند و نتیجه گرفتند که ظرفیت شکمبه و کیفیت NDF که به ترتیب به وسیله میزان تخمیر و میزان عبورذ از شکمبه تعیین می شوند اولین شاخص پتانسیل مصرف NDF هستند .  بعداَ مشاهده شد که NDF حاصل از منابع غیر علوفه ای جایگزین هم ارزشی برای NDF حاصل از یونجه سیلو شده نیستند به طوری که مدت زمان نشخوار و میزان چربی شیر کاهش پیدا کرد .

هنگامی که قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش می یابد ممکن است اندازه NDF ذخیره ای در شکمبه کاهش یابد اما مصرف آن افزایش پیدا نکند . بنابراین حتی اگر گاوهای در اواخر دوره شیردهی که با جیره های حاوی فیبر نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ممکن است نیازهای انرژی گاو ها بیشتر از ظرفیت شکمبه ، مصرف را محدود کند . موضوع ایت تحقیق بررسی این مطلب بود که آیا جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا ( تقریباَ 40 درصد ) که تخمیر NDF متغییری داشتند مصرف را افزایش می دهد و همچنین اندازه و مقدار NDF در شکمبه کاهش می یابد ؟ آزمایش با جایگزین کردن NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین به جای NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا انجام شد .

نتایج :

مصرف غذا و قابلیت هضم مصرف ماده خشک و ترکیبات آن تحت تاثیر تیمار قرار نگرفت . و همچنین قابلیت هضم ارزش های خالص برای قابلیت هضم به خصوص برای NDF و ADF طبیعی هستند و در توافقی با ارزش های ناآشکار NDF می باشند که بااستفاده از روش in sacco محاسبه شده است . مدت اولین خوراک بعد از عصر 100 دقیقه و بعد از عصر 84 دقیقه بود. این زمان ها تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF نبود. مصرف TMR در هنگام عصر آهسته تر بود در هنگامی که یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با تخمیر پایین در TMR شد . این مطالب نمایان می سازد که مقادیر مصرف DM و  NDF تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF قرار نگرفتند. همچنین قابلیت تخمیر NDF  بر روی اندازه های غذا نیز تاثیر نداشتند. گاوها مدت زمان کمتری برای یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا که جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شده بود گذاردند . هر چه این امر در ابتدا مدت زمان خوردن کوتاهتر برای TMR حاوی تنها یونجه با قابلیت تخمیر بالا را منعکس کرد. نشخوار حیوانات نشان داد که قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده تاثیری بر روی نشخوار روزانه یا مقادیر ماده خشک مصرفی و یا NDF مصرفی نداشت .

تخمیر و ظرفیت ( حجم ) شکمبه :

متوسط PH  شکمبه هنگامی که یونجه سیلو شده دارای قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد افزایش یافت . به هر حال این افزایش خالص و تدریجی برای رشد میکروبی مناسب بود. کل ازت محلول به علا وه ازت آمونیاکی و پروتئین تحت تیمار قرار نگرفت و در کل تراکم آنها بالا بود که به موازات سطح بالای پروتئین خام TMR بود .

تراکم ایزو بوتیرات و ایزو والرات کاهش و تراک والرات افزایش پیدا کرد به همانگونه که یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد . پروپیونات با افزایش و قابلیت تخمیر NDF بالا رفت اما به صورت معادله درجه دوم با کمترین تراکم برای حدواسط TMR ثابت ماند. قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی ظرفیت شکمبه نداشت . همانگونه که یونجه با قابلیت تخمیر بالا  جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد مقدار ماده خشک ماده آلی و NDF موجود در شکمبه از لحاض عددی به تر تیب 15/0 ، 17/0  و 2/0 کاهش یافت .

قابلیت تولید حیوان :

قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی میزان تولید شیر و ترکیبات آن نداشت . زمانی که قابلیت نخمیر افزایش پیدا کرد میزان وزن بدن افزایش نشان داد.

قابلیت تخمیر فیبر جیره هی مصرف شده :

به علت قابلیت تخمیر متغییر فیبر ، صرف نظر از تغییرات ا صلی مربوط به مرحله رشد گیاه محصولات یونجه در حذود 10 و 20 درصد گلدهی مراحل تکامل گیاه و در سال های مختلف برداشت شدند. یونجه با قابلیت تخمیر بالا که در 30 روز قبل از برداشت کاملاَ رشد کرده بود به تولید یونجه های با قابلیت هضم دیواره سلولی بالا کمک کرد. اصولاَ بالا بودن قابلیت تخمیر یونجه با کاهش مقدار ADF مشخص می شود با وجود اینکه کل فیبر و کل ازت اختلاف چندانی نداشتند . موضوع این تحقیق به این نیاز داشت که سطوح تمام ترکیبات TMR مشابه باشد و فقط در قابلیت تخمیر NDF تفاوت وجود داشته باشند . پس از انجام به همان نسبت که اجزای یونجه با قابلیت تخمیر بالا در TMR افزایش یافت ، سطوح NDF  تخمیر شده کاهش یافت در حالی که سطوح NDF و ADF و CP در کل ثابت ماندند . اختلافات معنی دار آماری برای برخی اجزای دیگر TMR نمایان شد اما مقدار این اختلافات برای اثر گذاشتن بر پاسخ گاوهای شیرده بسیار کوچک بودند .

تخمیر شکمبه :

با وجود اختلافات معنی دار آماری میان جیره ها در PH شکمبه و تراکم بهضی از اسیدهای چرب فرار ، غلظت آنها کم بود و احتمالاَ رابطه بیولوزیکی کم است یا وجود ندارد . تراکم ازت آمونیاکی شکمبه به مقدار زیاد بود. پیشنهاد شده است که که این تراک برای حداکثر رشد میکروبی مناسب و مورد نیاز باشد . در نتیجه مقادیر متنوع تخمیر NDF در TMR تاثیری بر روی تخمیر شکمبه نداشت .

سرعت هضم NDF :

مقدار قابلیت هضم ndf که در اینجا گزارش داده شده در جیره ای که NDF یونجه آن قسمت اعظم NDF ئجیره را تشکیل می دهد  طبیعی هستند . این مقدار حدود 46 درصد می باشد که با مقدار قابلیت هضم NDF که به روش in sacco   تعیین شده و حدود 36 درصد می باشد هماهنگی دارد به هر حال فقدان اختلاف در قابلیت هضم NDF وابسته به قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده با نتایج حاصل از روش in sacco  که یک افزایش پیش بینی شده در قابلیت هضم NDF در شکمبه از 9/31-40 درصد به موازات افزایش قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده در بر می گرفت ، سازگاری و هماهنگی ندارد . چنین موضوعی به وسیله چند دانشمند دیگر در سال 1994 بررسی شد که آنان نیز اعلام کردند قابلیت هضم NDF زمانی که قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش یافت به صورت منحنی بالا می رفت . با وجود عدم افزایش در قابلیت هضم فیبر زمانی که یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزیت یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد ، هضم NDF در شکمبه افزایش نشان داد . زیرا میزان  NDF کل در شکمبه و به خصوص NDF غیر قابل هضم کاهش یافت . همچنین کاهش عددی در نشخوار گاوها در هر کیلوگرم از NDF مصرفی زمانی که قابلیت تخمیر در NDF جیره بالا رفت مشاهده شد .

چند دلیل ممکن است وجود داشته باشد که چرا زمانی که قابلیت تخمیر NDF بالا می رود افزایشی در قابلیت هضم NDF مشاهده نمی شود و اولین دلیل این است که هضم جبرانی پس شکمبه ای NDF در یونجه سیلوشده ای که قابلیت تخمیر پایین داشت به طور آشکارا هضم را برابر کرده بود . اگر چه بعید به نظر می رسد که این امر پیشنهاد کند که جیره های حاوی فیبر با کمترین قابلیت تخمیر ، هضم پس شکمبه ای به همان اندازه نسبت بالاتری داشته باشد .

دومین دلیل این است که ممکن است شاخص قابلیت تخمیر که در اینجا استفاده شده با هضم حقیقی NDF در شکمبه رابطه نداشته باشد . در هر صورت این مسئله با کاهش اساسی در مقادیر NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شکمبه و کاهش در زمان نشخوار ، زمانی که قابلیت هضم NDF بالا می رود در توافق وو سازگاری نیست .

سومین دلیل ممکن این است که روش قابلیت هضمی که استفاده شده به اندازه کافی صحیح و دقیق نباشد ، هنگامی که لازم است افزایش در قابلیت هضم NDF  به موازات بالا رفتن قابلیت تخمیر نشان داده شود . اما به هر حال این مسئله همم تایید نشده است چرا که اختلاف مشاهده شده در این مطالعه برای قابلیت هضم پایین بود .

دلایل دیگری وجود دارد که نشان می دهد که قابلیت هضم حقیقی NDF  در شکمبه افزایش نیافته است زیرا زمان باقی ماندن آن در شکمبه کاهش یافته است . با وجودی که زمان باقی ماندن NDF در شکمبه اندهزه گیری نشده این امر با کاهش در مقدار NDF  باقی مانده در شکمبه به خصوص NDF غیر قابل هضم ، زمانی که قابلیت تخمیر NDF افزایش یافت ، تایید می شود . بعلاوه با افزایش قابلیت تخمیر NDF ، سرعت عبور NDF  از شکمبه از 4/92 درصد به 5/99 درصد در روز افزایش یافت . در مقابل سرعت عبور لیکور شکمبه افزایش نداشت همچنین قابلیت تخمیر تاثیری بر روی حجم لیکور شکمبه نداشت .

تعادل انرژی :

گاوها به فیبر جیره دارای قابلیت تخمیر بالا احتمالاَ با تغییراتی در میزان سرعت عبور NDF از شکمبه و به خصوص با کاهش در مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شکمبه پاسخ می دهند . آنها همچنین افزایش مصرف ندارند . چنانچه حجم و ظرفیت شکمبه مصرف جیره های حاوی NDF بالا با قابلیت تخمیر پایین تر را محدود می کرد عدم افزایش مصرف NDF می توانست پاسخ مورد انتظار باشد. به هر حال این نتایج با یافته های مک کویین و رابینسون در سال 1992 هماهنگی ندارد و در نتیجه پیشنهاد شد که در گاوهای در اواخر دوره شیردهی که با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ، ظرفیت شکمبه مصرف را محدود نمی کند و گاوها به تناسب تواناییشان در متابولیزه کردن محصولات نهایی هضم می خورند .

به روشنی مورد قبول واقع شده است که گاوهای در اواخر دوره شیردهی همچنان که مصرف انرژی بالا می رود به نسبت انرژی بیشتری برای افزایش وزن و تولید ترکیبات شیر اختصاص می دهند .  در واقع به نظر می رسد که مساله ای که در اینجا پیش آمده این است که به همان نسبت که بازده انرژی افزایش می یابد میزان انرژی بیشتری برایب افزایش وزن نسبت به تولید ترکیبات شیر استفاده می شود. ( انرژی ترجیحاَ برای افزایش وزن متابولیزه می شود ) .

خلاصه و نتیجه گیری :

گاوهای شیری در اواخر دوره شیردهی زمانی که با جیره های حاوی NDF درای قابلیت تخمیر بالاتر تغذیه شدند ، مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شکمبه در آنها کاهش یافت اما مصرف ماده خشک افزایش نشان نداد . این نتایج با مقاله ای که توسط مک کویین و رابینسون در سال 1992 انتشار یافته بود تایید شد . نتایج این تحقیق و مقاله فوق الذکر پیشنهاد می کند که مصرف واقعی گاوهای شیری در اواخر دوره شیر دهی که با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند بیشتر بوسیله استفاده متابولیکی آنها از محصولات نهایی هضم محدود می شود تا ظرفیت شکمبه ، قابلیت تخمیر فیبر جیره ممکن است یک پیش بینی کننده مناسب برای مقدار انرزی آن جیره باشد اما این مقدار در پیش بینی مصرف NDF حداقل برای گاوهای شیری در اواخر دوره های شیردهی محدودیت ایجاد می کند . مصرف کلی NDF برابر مقدار ثابت 3/1 درصد وزن بدن است که تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF جیره قرار نمی گیرد .

 

منابع :

اصول تغذیه و خوراک دادن دام      

                     ترجمه علی نیکخواه و حمید امانلو

 

         دیگر منابع مربوطه ذکر خواهد گردید.

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/26 ساعت 9:4 توسط .... سهراب محمدی .... |


 

 

Troubleshooting Infertility Problems in

Dairy Cattle
رفع مشکلات ناباروری در گاوهای شیری


 
بسیاری از تولید کنندگان در موقعیت های مختلف با مشکلاتی در عملکرد تولید مثلی گله خود روبرو می شوند.زمانیکه راندمان تولید مثلی گله افت می کند  ، تولید کننده باید برای شناسایی علل امر و یافتن   راه حل ، با دامپزشک گله ، کارشناس تلقیح مصنوعی ، نمایندگی شرکت تامین خوراک و دیگر افراد ذیربط مشورت نماید. متن حاضر به معرفی انواع اصلی مشکلات ناباروری در گله می پردازد و برای پیشگیری و کنترل آن ها پیشنهاداتی ارائه می دهد.

جفـت مانـدگی

زمانی که جفت یک گاو ماده ، ظرف 24- 12 ساعت پس از زایمان خارج نشود ، این وضعیت را جفت ماندگی  می گویند.

*  جدا شدن جفت در حالت طبيعي

درهنگام زايمان مراحل زير اتفاق مي افتد :

انقباضات رحمي ادامه پيدا مي کند ، اين انقباضات سبب فشرده شدن اجزاء جفت شده و ميكروويلي هاي موجود را کوچكتر کرده به اين ترتيب به جدا سازي جفت از رحم کمك مي کند  ،  بعد از پاره شدن بند ناف مقدار زيادي خون از سر  پاره شده آن که به جفت متصل است خارج مي شود ، در حالت عادي معمولا ابتدا اتصالات جفت از سر شاخ رحم جدا شده و جفت شبيه کيسه اي که آنرا پشت و رو مي کنند از رحم خارج مي شود.

 

*جفت ماندگي در نتيجه تداخل در پروسه طبيعي جدا شدن جفت از رحم ايجاد مي شود که اين امر به دلايل ذيل اتفاق مي افتد :

- زايمان زودرس مانند سقط جنين طبيعي و يا مصنوعي  .

- دوقلو زائي .

- عفونت جفت قبل و يا بعد از زايمان که ممكن است مزمن يا حاد باشد .

- کاهش در انقباضات رحمي به دليل خستگي رحم، آتوني رحم، تب شير، هيدروپس، کمبود ويتامين و     سلنيم  E

- استرس ها، شرايط جوي بد ، گرمي زياد هوا ، مقيد کردن .

- دام و کمبود هاي هورموني .

فاکتورهای احتمالی دخیل در جفت ماندگی:

1-   عفونت های خاص از قبیل لپتوسپیروز ، بروسلوز ، کامپیلوباکتر ، رینوتراکئیتیس عفونی (IBR) و دیگر عفونت ها  می تواند سبب جفت ماندگی گردد.این عفونت ها ممکن است سبب سقط جنین گردد اما می تواند جفت ماندگی پس از زایمان را نیز منجر شود.


2-
 عفونت های نا معین ایجاد شده توسط طیف وسیعی از باکتری ها و ویروس ها که در خلال آبستنی     یا هنگام زایمان رخ می دهند ، می توانند به نحوی با جفت ماندگی مرتبط باشند.


3-
 دوقلوزایی و زایمان های غیر طبیعی شامل زایمان های طولانی مدت یا سخت زایی ها ، اغلب سبب جفت ماندگی خواهند شد.


4- کمبود سلنیم،ویتامین
A و یا ویتامین E می تواندبروز جفت ماندگی را به میزان بالایی افزایش دهد.


5- چاق شدن گاوهای خشک از روی دریافت انرژی اضافی و یا
دوره ی خشکی طولانی مدت اغلب با جفت ماندگی مرتبط می باشد.

* بروز جفت ماندگی در گله های گاو شیری نباید بیش از 8 % باشد.

چرا جفت ماندگي مهم است؟

- زيرا سبب تاخير در بازگشت رحم به حالت عادي مي شود.

- رحم را مستعد ابتلاء به آندومتريت و سپس متريت و احتمالا متريت سپتيك مي کند.

- احتمال بروز پيومتر را زياد مي كند .

- سبب کاهش راندمان توليد مثلي و افزايش روز هاي باز در گاو مي شود .

 

جفت ماندگي ساده

 

حرارت بدن گاو، اشتها، ميزان توليد شير و ساير فاکتور ها بايد چك شود ، اگر بعد از ۵ الي6 روز جفت هنوز بيرون نيامده ولي سست است دامپزشك مي تواند آنر با دست بيرون آورد.اگر اتصالات هنوز محكم است مي توان در حدود ٢ گرم اوکسي تتراسيكلين داخل رحم قرار داد اين کار بايد هر ۴٨ ساعت يك بار تكرار شود تا اينكه  جفت بيرون آيد. بعد از دو هفته مي توان گاو را با GnRH درمان کرد.


  رفع مشکل و
پیشنهادات کنترلی:


1- عفونت های خاص را آزمایش کنید.از آزمایش های خونی در
تشخیص عفونت های خاص بهره بگیرید.چنانچه عفونتی را تشخیص دادید،نسبت به معالجه،واکسیناسیون و یا حذف گاو آلوده اقدام نمایید.


2-
 با تمییز نگاه داشتن محوطه ی زایمان و بستر پوشانی مناسب ، تماس گاو با ارگانیسم های نا معین را به حداقل برسانید.در صورت امکان ، زایمان را روی علوفه انجام دهید.از جایگاه زایمان برای مقاصد دیگر استفاده نکنید.


3-
 تلیسه ها را با گاوهای نری آمیزش دهید که رکورد آسانزایی داشته اند.به دقت گاوهای در حال زایمان و تلیسه ها را تحت نظر بگیرید.چنانچه پس از گذشت 30 دقیقه پیشرفت چندانی در زایمان حاصل نشد،گاو نیاز به کمک شما دارد.سعی کنید به آرامی و با رعایت نظافت این کار را انجام دهید.


4-
 در مناطقی که از لحاظ سلنیم فقیرند ، سلنیم مکمل را به صورت غذای خشک یا تزریق به گاوهای خشک برسانید.آزمایشاتی ترتیب دهید که وضعیت سلنیم را تعیین نماید.حداقل 5-4 هفته در سال گاوها را با علوفه مرتعی سبز و تازه تغذیه کنید.حدود 160000 واحد ویتامین A (یک میلی گرم کاروتن معادل 400 واحد ویتامین A است)   از تمامی منابع(طبیعی و مکمل) تهیه نمایید.


5- از بالا رفتن بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید.دسترسی به خوراک
های پرانرژی مثل سیلوی ذرت یا مواد دانه ای را طی دوره ی خشکی محدود نمایید.

درمان جفت ماندگي

روشهایي که براي درمان پيش رو داريم عبارتند از:

- جدا سازي با دست که کار خوبي نيست .

- بدون اينكه کار خاصي انجام دهيم فقط به مواظبت از گاو اکتفا کرده ولي مرتبا حرارت بدن گاو ، اشتهاي گاو ،  ميزان توليد و رفتار هاي گاو را چك کنيم.

 

آنتي بيوتيك     )ا وکسي تتراسيكلين ( را بصورت تزريقي داخل رحمي استفاده کنيم.

آنتي بيوتيك     ( پني سيلين ( را بصورت تزريقي  عضلاني استفاده کنيم .

 

روش هورموني درمان جفت ماندگي

در صورتيكه گاو تب ندارد ابتدا ٢ الي ۵ ميلي گرم استراديول بنزوآت بصورت عضلاني تزريق مي کنيم و بين ٨ الي ١٢ ساعت بعد50 واحد بين المللي اوکسي توسين عضلاني تزريق مي کنيم و اگر لازم شد اوکسي توسين را ١٢ ساعت بعد نيز تكرار مي کنيم.

متـریـت

عفونت رحم تحت عنوان متریت شناخته می شود.گاوها معمولا طی 2 هفته اول پس از زایمان ترشحاتی به رنگ قرمز-قهوه ای از خود بیرون می دهند.چنانچه این ترشحات بیش از 2 هفته ادامه یابد یا اگر ترشحات بدبو باشند ، این امر گواهی بر عفونت رحمی دارد.

عفونت هاي رحمي بعد از عدم  تشخيص فحلي بزرگترين مشكل گاو داران در توليد مثل گاو شيري مي باشد.

در گاو هائي که دچار عفونت هاي  شديد رحمي مي باشند ميزان آبستني از اولين تلقيح آنان   ٨    % پائين تراز گاو هاي سالم است .

بعد از گذشت دوماه از زايمان شدت   بيماري به کمتر از10%   مي رسد گاو هاي پير تر بيشتر در معرض عفونت  رحمي مي باشند.

 

 

علائم متريت حاد و آندوتوکسمي ناشي از متريت:

- تب، افزايش ضربان قلب و تعداد تنفس .

- دي هيدراتاسيون و افسردگي .

- اسهال .

- ديده شدن ترشحات قرمز - قهوه اي بد بو از رحم .

- کتوز متابوليكي ثانويه .

- زمين گيري و مرگ .

 

درمان متريت سپتيك

- استفاده از آنتي بيوتيك هاي عمومي

- دارو هاي ضدالتهابي غير استروئيدي

- سرم دکستروز وريدي و خوراندن پروپيلن گليكول

- تزريق وريدي سرم نمكي هيپرتونيك

- شستشوي داخل رحم ) در اين مورد بسياري توافق ندارند (

- ترريق آنتي بيوتيك داخل رحم

- تزريق پروستاگلندين و دو هفته بعد تزريق GnRH

 

عوامل مؤثر در بروز متریت عبارتند از :

- عوامل تغذيه اي

                                                    - عوامل محيطي .

- کمك به زايمان توسط دامدار .                                - تزريقات رحمي .

- تشخيص ناصحيح فحلي .                                       -  ميكروارگانيزم ها .

 

عوامل تغذیه ای موثر در عفونت رحمی :

*  اضافه وزن در زمان زایمان سبب می شود که :

- ميزان وقوع عفونت ها زياد شود .

- تون ماهيچه هاي رحم کم شود .

- در زمان زايمان رحم گاو زود تر خسته شود .

- ميزان سخت زائي کم شود .

 

**  کمبود وزن در گاو هنگام زايمان :

 

در گاو هائي که نمره بدني کمي دارند ميزان  ابتلاء به عفونت بيشتر از گاو هاي طبيعي است .

دیگر کمبود ها که سبب تغییر در میزان عفونت های رحمی می شود کمبود کلسیم ، سلینیم و ویتامین       می باشد که  در جيره گاو هاي خشك و شيرده سبب افزايش ميزان ابتلاء به عفونت هاي رحمي مي شود.

 

محيطي   عوامل

بستر آلوده در باکس هاي زايمان،  فری استال ها و يا در بهار بند ها محيطي مناسب براي رشد باکتريها و آلوده سازي دستگاه توليد مثل بوجود مي آورد.

فضاي زايشگاه بايد به خوبي تهويه شده ، خشك  باشد و بستر مناسبي داشته باشد )ترجيحاَ با کلش( .

در طول ماههاي مرطوب و سرد بايد ميزان تهويه را افزايش داد، گاو ها و باکس هاي زايش را به دفعات بيشتر نظافت کرد و تراکم را کاهش داد در زماني که عفونت هاي رحمي رخ  مي دهد بايد زايشگاه و محل نگهداري گاو هاي بعد از زايمان را تميز و ضد عفوني کرد.

 

 

کمک به زایمان :

 

زايمان هاي سخت و جفت ماندگي اغلب عفونت رحم را به دنبال دارند در هنگام کار کردن با گاو ازدستكش یکبار مصرف بايد استفاده شود تا هم گاو و هم کارآنان در مقابل عوامل ميكروبيمحافظت شوند قبل از زمان مورد نياز نبايد رحم گاو را دستکاری کرد .

 

رحمي   داخل   تزريقات

 

تحقيقات متعددي نشان مي دهد که ميزان وقوع  عفونت هاي رحمي در حقيقت با تزريقات مواد ضد عفوني و يا آنتي بيوتيك ها به رحم افزايش پيدا مي کند استفاده از پروستا گلندين در بسياري از کشور  ها به عنوان راه حل ارجح نسبت به تزريق رحمي آنتي بيوتيك و آنتي سپتيك پذيرفته شده است .

فقط در عفونت هاي شديد رحمي بايد از آنتی بیوتیک ها استفاده شود.

 

 

تشخیص فحلی نا صحیح :

 

وقتي گاوها را بطور غلط و در پي تشخيص فحلي ناصحيح تلقيح شوند شانس تلقيح گاوهائي که در حقيقت فحل نيستند و تلقيح مي شوند افزوده مي شود ، عوامل عفونت زا در هنگامي که گاو فحل  نيست شانس بيشتري در جايگزيني در رحم دارند.

 

بين ۵ الي ١۵ درصد گاوهائي که تلقيح می شوند  داراي غلظت هاي زياد پروژسترون درسرم خويش     مي باشند که نشان دهنده اين است که زمان تلقيح مناسب نيست در اين گاوها رحم تحت تاثير پروژسترون است و  اين هورمون سبب کاهش قدرت دفاعي رحم گاو مي شود يكي از مهمترين      مكانيزم هاي دفاعي رحم مهاجرت گلبولهاي سفيد به داخل رحم مي باشد که با افزايش پروژسترون اين کار کند مي شود .

اين در حالي است که گاو در فحلي واقعي داراي  استراديول زيادي در سرم خون بوده و اين هورمون سبب افزايش مهاجرت گلبولهاي سفيد شده، شدت جريان خون به رحم را افزايش داده وانقباضات رحمي را زياد مي کند تمامي اين حالات سبب خنثي کردن باکتريهائي  است که به رحم گاو نفوذ کرده اند حتي اگر گاو در زمان صحيح هم تلقيح شود اگر روش تلقيح غير بهداشتي بوده و يا تكنيسين به کار خود وارد نبوده و يا اينكه دقيق عمل نكند سبب مي شود که رحم زخم شده و يا اينكه آلوده گردد.

 

ميكروبهائي که بیشتر سبب متریت می شوند :

 

 

Actinomyces pyogenes  به عنوان باکتري اصلي مولد عفونت رحم شناخته شده است .   

 

Ureaplasma   در واژن يا رحم نيز مي تواند سبب ايجاد عفونت هاي رحمي بشود که در نهايت منجر به برگشت فحلي مي گردد . اطلاعات کمي در مورد اين باکتري در دست است ولي مي دانيم که اين باکتري ابتدا در فرج و واژن جايگزين شده و سپس در طي فرآيند جفت گيري و يا تلقيح مصنوعي به داخل رحم مي رود اين موجود نوعي باکتري فرصت طلب بوده و در گاو  هائي که از نظر تغذيه و مديريت مشكل دارند مسئله ساز مي گردد .

استفاده از محافظ غلاف و يا تكنيك غلاف دوبله  در تلقيح     مي تواند به;آنترل ورود اين باکتري به رحم کمك کند.

 

 

ميكروارگانيزم هائي نظير :

Mycoplasma bovigenitalium .

Hemophilus somnus .

و هرپس ويروسهائي مولد .

infectious bovine rhinotracheitis (IBR) .

infectious pustular vulvovaginitis (IPV) .

نيز سبب ايجاد تورم در واژن و رحم مي گردند.

Trichomonas foetus   که نوعي تك ياخته مي باشد  سبب عفونت هاي رحمي مي شود.

اگرچه  trichomoniasis   نوعي بيماري مقاربتي قديمي است تمامي ديگر ميكروارگانيزم ها مي  توانند درجفت گيري هاي طبيعي از گاوي به گاو ديگر منتقل شوند.

بطور کلي در هنگامي که در گله بيماريهاي رحمي  وجود دارد نبايد از جفت گيري طبيعي استفاده کرد.

حيوانات دست آموز خانگي نيز مي توانند در انتقال  بيماريهاي مختلف درگله نقش داشته باشند.


فاکتورهای احتمالی دخیل در ایجاد متریت
:


1- بسیاری از گاوهایی که جفت ماندگی دارند، دچار متریت نیز خواهند شد .


2- ممکن است در اثر سخت زایی ، به مجرای تولید
مثلی جراحاتی وارد آمده باشد و یا نیروی بیش از حدی که حین کمک رساندن اعمال شده سبب بروز این جراحات گشته باشد.همچنین این جراحات  می تواند در زمان تلقیح یا تیمار های رحمی نیز بوجود آمده باشد.


3-
 آلودگی مجرای تولید مثلی می تواند در زمان زایمان،آن هم وقتی گاوها یا تلیسه ها شدیداَ نسبت به عفونت حساس اند بوجود آید.چنانچه محل زایمان آلوده باشد یا اگر کمک رسانی در حین زایمان غیر بهداشتی انجام گرفته باشد ، نتیجه ی احتمالی آن متریت خواهد بود.


4- استفاده از بلوس های رحمی بخاطر
واکنش بدن به مواد موجود در بلوس ها می تواند منجر به تجمع چرک گردد.

5- کمبود سلنیم یا ویتامین E ممکن است با متریت مرتبط باشد.

6- چاقی بیش از حد ممکن است سلامتی گاوها را در زمان زایمان یا اوایل شیرواری به خطر اندازد.این خطرات شامل جفت ماندگی،متریت،استونومی و جابجایی شیردان می باشند.


   رفع مشکل و پیشنهادات
کنترلی:

1- چنانچه بروز جفت ماندگی از 8 % بالاتر باشد،به اقدامات کنترلی ذکر شده در بالا نگاه کنید. بسیاری از شرایطی که گاوها را در معرض جفت ماندگی قرار می دهد ، به توسعه ی متریت نیز کمک می کند.

2- گاوها باید در مکان پاکیزه ای زایمان کنند.


 (a) آغل یا چراگاه های کاملا پاکیزه را آماده نمایید.محل زایمان را
طوری انتخاب کنید که امکان    مشاهده ی مکرر گاو وجود داشته باشد.


b)  ) بعد از هربار
زایمان ، آغل را تمییز و ضد عفونی نموده و بستر آنرا تعویض نمایید.در صورت امکان به جای استفاده از خاک اره ، بهتر است از مواد بستری با ساقه های بلند به منظور پوشاندن بستر بهره بگیرید.


c)  ) زایشگاه را زمانی که متریت یا عفونت های گوساله ها شایع
است برای یک تادو ماه بلا استفاده بگذارید و ترتیبی دهید که گاوها در محلی جدید و تمییز زایمان نمایند.


 (d) زایشگاه را از هرگونه جانوری به جز گاو در حال زایمان
پاک کنید.


 (e) چنانچه حین زایمان به کمک شما نیاز بود ، از ابزار ضد عفونی شده و
تمییز استفاده کنید ؛ دم را به پای جلو گره بزنید؛ناحیه ی فرج و اطراف آنرا با صابون ملایمی شستشو دهید؛قبل از شروع دست ها و بازوهایتان را بشوئید؛از لوبریکانت غیر حساسیت دهنده استفاده کنید،کار را همزمان با انقباضات زایمانی شروع کنید و به هیچ وجه فشار اضافی وارد نیاورید.قبل از کشیدن گوساله اطمینان حاصل کنید که محل قرار گیری گوساله طبیعی است.در صورتی که محل قرار گرفتن گوساله یا اندازه آن نسبت به مادرش نشانگر سختزایی بود از دامپزشک خود یاری بجوئید.


 3- زمان درمان متریت و
جفت ماندگی و نوع داروهای قابل استفاده را از دامپزشک بپرسید.


4- در مناطق فقیر
از لحاظ سلنیم،به جیره ی گاوهای خشک و شیروار مکمل سلنیم اضافه کنید و یا سلنیم را به صورت تزریقی وارد نمایید.


5- طی اوایل شیرواری و دوره ی خشکی از بالا رفتن
بیش از حد نمره وضعیت جلوگیری نمایید و در عین حال مصرف ویتامین و مواد معدنی را در حد کافی حفظ نمایید.

 


6-  2 تا 6 هفته پس از زایمان گاوها را به منظور تشخیص جراحت
یا عفونت آزمایش نمایید.


7- برای درمان متریت از توصیه های دامپزشک خود بهره
بجوئید.اگر گاوی علائم عفونت را نشان نمی دهد از کاربرد دارو به رحم خودداری کنید.

 

نتیجه گیری :

 

برنامه ريزي بهداشتي گله يكي از حساس ترين  قسمت ها در جهت حفظ دستگاه توليد مثل دام مي باشد و در اين راستا بايد مشكلات فعلي شناسائي شوند

معاينه مداوم دامهاي تازه زايمان کرده به دامدار کمك  مي کند که مشكلات بالقوه را زود تشخيص داده و

سريعا نسبت به درمان اقدام کرد در اين نوشتار بطور خلاصه مشكلات و عوامل اصلي  عفونت هاي رحمي مورد بررسي قرار گرفت ولي بايد در نظر داشت که معمولا فاکتور هاي زيادي در بروز اين مشكلات دخالت دارند و بايد با مديريت قوي آنان را به تدريج شناسائي و رفع کرد.

 

 

منابع :

 

 

* مقاله عوامل موثر در ایجاد عفونتهای رحمی

دکتر امیر هوشنگ فلاح راد  - دانشگاه فردوسی مشهد

 

* مقاله جفت ماندگی ومتریت د ر گاو

دکتر امیر هوشنگ فلاح راد- دانشگاه فردوسی مشهد

 

* رفع مشکلات ناباروری در گاوهای شیری

ترجمه از : مهندس روزبه اردبیلی

 

* مامائی دامپزشکی و تلقیح مصنوعی و بیماریهای تولید مثل

تالیف : دکتر حسن اوحدی نیا

 

لينك مطلب | نوشته شده در 85/02/16 ساعت 10:22 توسط .... سهراب محمدی .... |


Home | Archive | Email